یافتن پست: #تو

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من بودم و یک جاده...
من بودم و تنهایی
ناز خواب دیشب بود
گویا...که تو میآیی
ای مانده من و جاده
چون چشم نهم بر راه
چون آه کشم هر دم
از رنگ سیاه ...ماتم
تن پوش سیاه من
من را که به راه......دستی

دست نوشته های یاسی
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 17:56
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اشک از تو فراری نیست
با مرگ که چاره نیست
این سنگ سیاه هر دم
فریاد زند رفتی
باور که نمیگنجد از رفتن تو اما...
دستان که یخ بسته...
از رفتن گرمایت...
از من که گذشتن نیست
هر لحظه من و یادت...
از حکم فلک گریان
عجزم که تو آمرزد
من را که به صبر دستی
من بی تو چه کار آیم؟
...
دست نوشته های یاسی
برای خواب های آشفته ی شبانه ام که هر لحظه تابم را می رباید.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 17:50
+3
saman
saman
در CARLO
داشتم ميومدم خونه، دیدم تــو اُتوبــان نوشتــه :
"ایـمان نیاورده است کســی که شــب سیـــر بخوابد و همسایهاش گرسنــه باشد."
هیــچی دیگه !!!
شــب رفتـــم زنگ تــمام واحدای ساخــتمونو زدم، پُرسیدم کســـی گرسنــه نیـست؟ اگه هست بیاد بخوره ...
دو سه تا واحد فوش دادن، بقیــه گفتــن سیرَن {-7-}
يکي هم گفت بده عمت بخوره {-7-}

خيلي بي ادب شدن ملت، خيلـــــــــــــــــــــــــي {-7-} !!!!!



نمـي فـهـمـن که داشـتـم ايـمانـمـو مـحـکـم ميـکـردم{-7-}


آخرین ویرایش توسط saman در [1392/05/13 - 17:50]
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 17:49
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه ماهی ک تو اکواریوم زار میزنه

تا توی اشکهای خودش زندگی کنه
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 17:46
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من خود خدایی بودم

تو را ساختم

چون به تماشایت نشستم

ویران شدم
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 17:41
+2
saman
saman
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 17:37
+2
saman
saman
در CARLO
تو را دوست میدارم...
چه فرق مى کند که چرا؟!!
یا از چه وقت!
یا چطور شد که...!!
چه فرق می کند؟!
وقتی تو باید باور کنی... که نمی کنی!
و من باید فراموش کنم... که نمی کنم!

دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 17:31
+2
saman
saman
در CARLO

زنی با سر و صورت کبود و زخمی سراغ دکتر روانشناس میره ..


دکتر می پرسه : چه اتفاقی افتاده؟


خانم در جواب میگه: دکتر، دیگه نمی دونم چکار کنم. هر وقت شوهرم عصبانی و ناراحت میاد خونه


منو زیر مشت و لگد له می کنه و عصبانیتش رو سر من خالی می کنه !!!


دکتر گفت: خب دوای دردت پیش منه : هر وقت شوهرت عصبانی و ناراحت اومد خونه، یه فنجون چای


سبز بردار و شروع کن به قرقره کردن. و این کار رو ادامه بده.


دو هفته بعد،اون خانم با ظاهری سالم و سرزنده پیش دکتر برگشت !!!


خانم گفت: دکتر، پیشنهادتون فوق العاده بود. هر بار شوهرم عصبانی و ناراحت اومد خونه، من شروع


کردم به قرقره کردن چای و شوهرم دیگه به من کاری نداشت!!!


دکتر گفت: میبینی؟! اگه جلوی زبونت رو بگیری خیلی چیزا خود به خود حل میشن !

دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 17:22
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

به خدا اون بیرون هیچ خبری نی


همه چی همینجاست ، تو خونمون ، تو همین خاک


سلامتی همه اونایی که تو همین خاک متولد شدن


واسه همین خاک جنگیدن و جزوِ همین خاک شدن


سلامتی شهیدا ، حاج حسینا ، تو دلی ها


سلامتی ناصر حجازی ها ، ایرج قادری ها


آقا مهدوی کیا ، علی آقا کریمی


سلامتی داداشیای تو زندون


دست فروشای تو میدون


سلامتی پدر مادرا


سلامتی دست تنگا


سلامتی درد دیده ها ، داغ دارا ، بیمارا
کیا با این اهنگ حال کردن؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 17:22
+2
saman
saman
در CARLO

شما هم قبل از خاموش کردن لامپوامیستین مسیر برگشت به جای خوابتون و جای گوشیتون رو از حفظمیکنینیا فقط من اینجوریم !؟

آخرین ویرایش توسط saman در [1392/05/13 - 17:18]
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 17:18
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ