یافتن پست: #تو

saman
saman
در CARLO
 مامانم که شیشه پاک کن میخرید ،
 لحظه شماری میکردم تا اون ماده ی داخلش تمومه بشه بعد توش آب پر کنم بازی کنم
 این بلند مدت ترین برنامه ریزی بود که تو بچگی انجام میدادم !
دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 16:47
+6
saman
saman
در CARLO
 یه بار تو تاکسی از سر حجب و حیا، خودمو چسپوندم به در تا نخورم به دختره
 دختره گفت: آقا این مسخره بازی ها چیه درست مثل آدم بشین دیگه!
 آدم نمیدونه باید چیکار کنه !
دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 16:43
+6
saman
saman
در CARLO
 ﺑﻪ یارو ﻣﻴﮕﻦ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﺗﻮ ﺗﺎﻛﺴﻰ ﻛﻰ ﻛﻨﺎﺭﺕ ﺑﺸﻴﻨﻪ؟
 ﻣﻴﮕﻪ: ﻳﻪ ﺩﺧﺘﺮﺧﻮﺷﮕﻞ ﺑﺎ ﻧﺎﻣﺰﺩﺵ! ﻣﻴﮕﻦ : ﭼﺮﺍ ؟
 ﻣﻴﮕﻪ: ﺍﻭﻧﺎ ﻣﻴﭽﺴﺒﻦ ﺑﻪ ﻫﻢ ، ﺟﺎﻯ ﻣﻦ ﺯﻳﺎﺩ ﻣﻴﺸﻪ !
دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 16:27
+6
saman
saman
در CARLO
 عکاس سرکلاس درس اومده بود تا از بچه‌هاى کلاس عکس یادگارى بگیره،
 معلم هم داشت همه بچه‌ها را تشویق می‌کرد که دور هم جمع بشن
 معلم گفت: ببینید چقدر قشنگه که سال‌ها بعد وقتى همه ‌تون بزرگ شدید
 به این عکس نگاه کنید و بگید:
 این احمده ،الان دکتره ، یااون مهرداده ، الان وکیله
 یکى از بچه‌ها ازته کلاس گفت : اینم آقا معلمه، الان مـــــــــــــرده !
دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 16:21
+6
saman
saman
در CARLO
سه روزه از کمر درد هلاکم
هیشکی نیومد بگه خرت به چند مَن!
امروز پاشدم آماده شدم برم دکتر
بابام میگه: کجا میری؟
میگم: دکتر
میگه: اونوخ چرا اینقد عطر زدی به خودت؟!
ینی اگه فک کنین یه کلوم پرسید چه مرگته میخوای بری دکتر! ابدااااا
خواستم از همین تریبون از توجهشون(البته به بوی عطرم) تشکر ویژه کنم:)))
دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 15:42
+7
*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 15:37
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
تو از این دشت خشک تشنه روزی کوچ خواهی کرد
و اشک من ترا بدرود خواهد گفت.
نگاهت تلخ و افسرده است.
دلت را خار خار نا امیدی سخت آزرده است.
غم این نابسامانی همه توش وتوانت را زتن برده است.

تو با خون و عرق این جنگل پژمرده را رنگ و رمق دادی.
تو با دست تهی با آن همه طوفان بنیان کن در افتادی.
تو را کوچیدن از این خاک ،دل بر کندن از جان است.
تو را با برگ برگ این چمن پیوند پنهان است.
تو را این ابر ظلمت گستر بی رحم بی باران
تو را این خشکسالی های پی در پی
تو را از نیمه ره بر گشتن یاران
تو را تزویر غمخواران ز پا افکند
تو را هنگامه شوم شغالان
بانگ بی تعطیل زاغان
در ستوه آورد.
تو با پیشانی پاک نجیب خویش
که از آن سوی گندمزار
طلوع با شکوهش خوشتر از صد تاج خورشید است
تو با آن گونه های سوخته از آفتاب دشت
تو با آن چهره افروخته از آتش غیرت
که در چشمان من والاتر از صد جام جمشید است
تو با چشمان غمباری
که روزی چشمه جوشان شادی بود
و اینک حسرت و افسوس بر آن سایه افکنده ست
خواهی رفت.
و اشک من ترا بدروردخواهد گفت
دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 15:35
+6
saman
saman
در CARLO
میگن اگه از چیزی لذت ببری 
زمان تو اون لحظه زود میگذره !
پس دوستان بیایید از درس خوندن لذت ببرید!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 15:33
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

گاهي دلم ميگيرد  از آدم هايي كه در پس نگاه سردشان با لبخندي گرم فريبت ميدهند.  دلم ميگيرد از خورشيدي كه گرم نميكند... و نوري كه تاريكي ميدهد.  ازكلماتي كه چون شيريني افسانه ها فريبت ميدهند.  دلم ميگيرد از سردي چندش آور دستي كه دستت را مي فشارد  و نگاهي كه به توست و هيچ وقت تو را نمي بيند. دلم مي گيرد از چشم اميد داشتنم به اين همه هيچ !!!!!!!! گاهي حتي از خودم هم دلم ميگيرد

دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 15:32
+6
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
[لینک]
آخرین ویرایش توسط ramin-rtbm در [1392/04/29 - 15:43]
5 دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 15:29
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ