یافتن پست: #تو

Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمـــی

دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همـــــــدمی

چشم آسایش که دارد از سپهــــــــــر تیزرو

ساقیا جـــــــامی به من ده تا بیاسایم دمـی

زیرکی را گفتم ایـن احوال بین خندید و گـفت  

صعب روزی بــوالعجب کاری پریشان عـالمی

ســـــوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگـل  

شاه ترکـان فارغ است از حال ما کـو رستمی

در طریق عشقبــازی امن و آسایش بـلاست  

ریش بــاد آن دل که با درد تو خواهد مـرهمی

اهل کام و نـــــاز را در کوی رنـدی راه نیست

ره روی باید جهان سوزی نه خـامی بی‌غمی

آدمی در عــــــــالم خاکی نمی‌آیـد به دست  

عالمی دیگر بباید ســــــــاخت و از نـو آدمی

خیز تا خاطر بدان تــــــرک سمرقنـدی دهیم

کز نسیمش بــــــوی جوی مولیـان آید همی

گریه حافظ چه سنجد پیش استغنـای عشق  

کـــــــــاندر این دریا نماید هفت دریـا شبنمی
دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 20:31
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
دیشب در رویای سن پی یدرو بودم

انگاه هیچ موقع آنجا نبوده ام

دختری جوان با چشمانی مثل صحرا و انگار همه اینها همین دیروز بود و نه خیلی دور

نسیم این جزیره استوایی با تمام طبیعت وحشی و آزاد آن

این همان جایی است که دوست دارم زمان طولانی را در آنجا باشم

در این جزیره زیبا

و زمانیکه سامبا نواخته میشود خورشید هم در آسمان اوج میگیرد

و گوشهایم زنگ میزنند و چشمانم میسوزند با این لالایی اسپانیایی تو

من عاشق سن پی یدرو شدم

باد گرم دریا را طی میکند و او هم مرا صدا میکند

و میگوید دوستت دارم

دعا میکردم که آن روزها پایانی نداشته باشند ولی افسوس که خیلی زود سپری شد

نسیم این جزیره استوایی را دوست دارم با تمام طبیعت وحشی و آزاد آن

و این جایی بود که دوست داشتم زمانی طولانی را در آنجا باشم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 20:24
+3
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
2 دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 19:34
+7
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
امشب حتما اخبار ببینید یارو 108 سالشه

یازدهمین بچش به دنیا اومده {-18-}

ماشاالله به اون ... {-7-}
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 19:26
+7
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
آقا چن وقت پیشا تو پاساژ داشتیم راه میرفتیم با دوستام
یهو الناز شاکر دوست رو دیدیم تا اومدم بش بگم ببخشید شما الناز شاکر دوست هستید؟
اومد جلو گفت : ببخشید شما آسيه ج نیستید؟
منم گفتم : بله
هیچی دیگه یه امضا بش دادم و چندتا عکسم باهام گرفت و رفت :D :|

بهلههه یه همچین وجهه ای دارم من :| :D
دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 18:07
+7
♥♥B_A_H_A_R_E_H ♥♥
♥♥B_A_H_A_R_E_H ♥♥
در CARLO
آخرین ویرایش توسط Bahareh در [1392/04/29 - 18:11]
9 دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 18:05
+11
saman
saman
در CARLO
ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺗﺮﺷﯽ ﻣﺨﻠﻮﻁ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﺮﺩﻩ
 ﺑﻪ ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﺩﻣﭙﺎﯾﯽ ﻫﺎﯼ ﺣﻤﻮﻡ ﺑﻘﯿﻪ ﭼﯿﺰﺍ ﺭﻭ ﺳﺎﻃﻮﺭﯼ ﮐﺮﺩﻩ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺗﻮﺵ
دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 17:18
+5
saman
saman
در CARLO
 ﺩﺍﻍ ﺩﯾﺪﻥ ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﻋﺰﯾﺰ ﺍﺳﺖ !
 ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﺗﺎﺭﺍﺝ ﻣﺎﻝ ﺍﺳﺖ !
 ﺩﺍﻍ ﺩﯾﺪﻥ ﮔﺎﻫﯽ ﺷﺎﯾﺪ ﺩﺭ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺷﯿﺮ ﺁﺏ ﺩﺍﻍ ﺗﻮﺍﻟﺘﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺭﻧﮓ ﺁﺑﯽ ﺑﺮ ﺁﻥ ﻧﻬﺎﺩﻩ باشند !
دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 17:13
+5
saman
saman
در CARLO
 شماها یادتون نمیاد وقتی ما طفل بودیم،

 یکی از سرگرمی هامون این بود که تو حموم در چاه فاضلاب رو میذاشتیم

 تا آب جمع بشه مثل استلخ بشه بعد دست و پا میزدیم شاد میشدیم !
دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 17:09
+4
saman
saman
در CARLO
انیشتین برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه از راننده مورد اطمینان خود کمک می گرفت.
راننده وی نه تنها ماشین او را هدایت می کرد بلکه همیشه در طول سخنرانی ها در میان شنوندگان حضور داشت
بطوریکه به مباحث انیشتین تسلط پیدا کرده بود!
یک روز انیشتین در حالی که در راه دانشگاه بود با صدای بلند گفت که خیلی احساس خستگی می کند؟
راننده اش پیشنهاد داد که آنها جایشان را عوض کنند و ...
او جای انیشتین سخنرانی کند چرا که انیشتین تنها در یک دانشگاه استاد بود
و در دانشگاهی که سخنرانی داشت کسی او را نمی شناخت و طبعا نمی توانستند
او را از راننده اصلی تشخیص دهند. انیشتین قبول کرد، اما در مورد اینکه
اگر پس از سخنرانی سوالات سختی از وی بپرسند او چه می کند، کمی تردید داشت.
به هر حال سخنرانی راننده به نحوی عالی انجام شد ولی تصور انیشتین درست از آب درامد
. دانشجویان در پایان سخنرانی شروع به مطرح کردن سوالات خود کردند.
در این حین راننده باهوش گفت: سوالات به قدری ساده هستند که حتی راننده من نیز می توان
د به آنها پاسخ دهد. سپس انیشتین از میان حضار برخواست
و به راحتی به سوالات پاسخ داد به حدی که باعث شگفتی حضار شد.
دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 16:53
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ