ابری رسید و آسمانم از تو پر شد
بارانی آمد ، آبدانم از تو پر شد
نام تو اول بغض بود و بعد از آن اشک
اول دلم پس دیدگانم از تو پر شد
جان جوان بودی تو و چندان دمیدی
تا قلبت بخت جوانم از تو پر شد
خون نیسیتی تا در تن میرنده گنجی
جانی توو من جاودانم از تو پر شد
چون شیشه می گرداند عشق ، از روز اول
تا روز آخر ، استکانم از تو پر شد
در باغ خواهش های تن روییدی اما
آنقدر بالیدی که جانم از تو پر شد
پیش گل سرخ تو ،برگ زرد من کیست ؟
آه ای بهاری که خزانم از تو پر شد
با هر چه و هر ﮐس تو را تکرار کردم
تا فصل فصل داتسانم از تو پر شد
ایینه ها در پیش خورشیدت نشاندم
و آنقدر ماندم تا جهانم از تو پر شد
bi adab
1392/04/23 - 20:04alan bendazamet enferadiiiiiiiiiiiiii
bebin b amoo farhade man tohin nakon mori k bad mibini!




1392/04/23 - 20:06من عذرخواهی میکنم. مجبور شدم




1392/04/23 - 20:08تقصیر تیام بود
tiam chera burden o tarbiat nakardi????
1392/04/23 - 20:17han????

1392/04/23 - 20:52