یافتن پست: #تو

saman
saman
در CARLO
ای دخترانی که ملاک انتخابتان خودرو طرف است ،

بدانید و آگاه باشید که همانا پس از مدتی همچون

روغن موتور آن خودرو تعویض می شوید !
دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 17:50
+6
saman
saman
در CARLO
توماس ادیسون در بیانیه ای یاد آوری کرد

من فقط برق رو اختراع کردم

جان [!]ن واسه قبضش به من فحش ندین !
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 17:37
+7
saman
saman
در CARLO
تا حالا کفشاتو نگاه کردی ؟؟

دو تا عاشق

دوهمراه که بی هم می میرن

با هم خاکی میشن

بدونه هم زیره بارون نمیرن

کاش آدما هم یه کم از کفشاشون یاد بگیرن
دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 17:34
+5
saman
saman
در CARLO



اسپانیایی ها میگن :



عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلندتر است !



ایتالیایی ها میگن:



عشق یعنی ترس از دست دادن تو !



ایرانی ها میگن :



"عشق سوء تفاهمی است بین دو احمق که با یک ببخشید تمام میشود!! 

دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 17:25
+4
saman
saman
در CARLO
خداوند به سه طریق به دعاها جواب می دهد: او می گوید آری و آنچه می خواهی به تو می دهد. او میگوید نه و چیز بهتری به تو می دهد. او می گوید صبر كن و بهترین را به تو می دهد
دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 17:21
+3
saman
saman
در CARLO
مهندسی معکوس !



سر سفره دیدم غذا خیلی شور شده به مامان گفتم چرا اینقد غذا بی نمکه ؟



گفت اتفاقا من کلی نمک خالی کردم تو غذا



گفتم هاااااا !



اگه الان میگفتم غذات شوره میگفتی ما اصلا یه ماهه نمک نداریم تو خونه !



خواستم خودت اعتراف کنی!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 17:14
+4
saman
saman
در CARLO
میازار موری که دانه کش است!



در مورد مورچه ای که دانه همراه اش نیست فتوایی صادر نشده!



می توانید بیازارید
دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 16:53
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

از این شب های بی پایان،

چه می خواهم به جز باران

که جای پای حسرت را بشوید از سر راهم

نگاه پنجره رو به کویر آرزوهایم

و تنها غنچه ای در قلب سنگ این کویر انگار روییده...

به رنگ آتشی سوزان تر از هرم نفسهایت،

دریغ از لکه ای ابری که باران را

به رسم عاشقی بر دامن این خاک بنشاند

نه همدردی،

نه دلسوزی،

نه حتی یاد دیروزی...

هوا تلخ و هوس شیرین

به یاد آنهمه شبگردی دیرین،

میان کوچه های سرد پاییزی

تو آیا آسمان امشب برایم اشک می ریزی؟

ببارو جان درون شاهرگ های کویر آرزوهایم تو جاری کن

که من دیگر برای زندگی از اشک خالی و پر از دردم

ببار امشب!

من از آسایش این سرنوشت بی تفاوت سخت دلسردم.

ببار امشب

که تنها آرزوی پاک این دفتر

گل سرخی شود روزی!

ودیگر من نمی خواهم از این دنیا

نه همدردی،

نه دلسوزی،

فقط یک چیز می خواهم!

و آن شعری

به یاد آرزوهای لطیف و پاک دیروزی...  


دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 16:40
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

بی اعتماد زیستن

این سان به آفتاب

بی اعتماد زیستن

این سان به خاک و آب

بی اعتماد زیستن

این سان به هر چه هست

از آن همه شقایق بالند در سحر

تا این همه درخت گل کاغذین

که رنگ

بر گونه شان دویده و

بگرفته جای شرم

بی اعتماد زیستن

این سان به چشم و دست

در کوچه ای که پاکی یاران راه را

تنها

در لحظه ی گلوله ی سربی

در اوج خشم

تصدیق

می توان کرد

آن هم

با قطره های اشکی در گوشه های چشم


دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 16:37
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

ای یار دوردست که دل می‌بری هنوز

چون آتش نهفته به خاکستری هنوز

هر چند خط کشیده بر آیینه‌ات زمان

در چشمم از تمام خوبان، سری هنوز

سودای دلنشین نخستین و آخرین!

عمرم گذشت و توام در سری هنوز

ای نازنین درخت نخستین گناه من!

از میوه‌های وسوسه بارآوری هنوز

آن سیب‌های راه به پرهیز بسته را

در سایه سار زلف، تو می‌پروری هنوز

با جرعه‌ای ز بوی تو از خویش می‌روم

آه ای شراب کهنه که در ساغری هنوز


دیدگاه  •   •   •  1392/04/23 - 16:33
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ