یافتن پست: #تو

saman
saman
در CARLO
ﺩﻭﺳﺘﻢ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﮔﯽ ﺳﻮﺳﯿﺲ ﮐﺎﻟﺒﺎﺱ ﺩﺍﺭﻩ

ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯿﮑﺮﺩ،ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺍﻭﻣﺪ ﺗﻮ ﻣﻐﺎﺯﻩ

ﮔﻔﺖ : ۵۰۰ ﮔﺮﻡ ﮊﺍﻣﺒﻮﻥ ﻣﺮﻍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ

ﺩﻭﺳﺘﻢ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﭘﺮﺳﯿﺪ :

ﺧﯿﺎﻟﻢ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﮐﻪ کیفیتشﺧﻮﺑه ؟

ﺩﻭﺳﺘﻢ ﮔﻔﺖ: ﺑﻠﻪ ، ﺑﺮﺍ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﺍﺯ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﯿﺒﺮﻡ

ﺑﻌﺪ ﮔﻔﺖ ﺷﺪ ۷۰۰ ﮔﺮﻡ ، ﺍﺷﮑﺎﻝ ﻧﺪﺍﺭﻩ ؟

ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮔﻔﺖ: ﻧﻪ ﺳﮕﻢ ﭼﺎﻕ ﻣﯿﺸﻪ،ﮐﻤﺶ ﮐﻦ!

ﺩﻭﺳﺘﻢ |:

خخخخخخخخ
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 14:03
+5
saman
saman
در CARLO
زنه شوهرش رو واسه نماز صبح بیدار کرد شوهر گفت بذار کمی دیگه بخوابم بعدا قضا می خونم .

زن گفت نمیشه شرع گفته نماز رو باید به وقت خودش بخونی.

مرد گفت ولی شرع گفته میتونین تا چهار تا زن هم داشته باشین.

زن گفت بخواب عزیزم هروقت خواستی نمازت رو قضا کن، خدا خیلی بخشندست!{-20-}
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 13:58
+6
saman
saman
در CARLO
یکی از برنامه های زندگیم واسه آینده اینه که یه انارو بازش کنم بشمرم،

ببینم چند تا دونه انار واقعا توشه !!! خیلی برام سؤاله …

موز رو شمردم فقط یه دونه توش بود ! :
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 13:54
+6
saman
saman
در CARLO
دﺧــتره تو فیسبوک پست زﺩﻩ :
دلم هوس هلو کرده :|
300 ﻫﺰﺍﺭ ﺗــــــــﺎ ﻻﯾﮏ ﺧـــﻮﺭﺩﻩ |:
3000 ﺗــــﺎ ﮐـــﺎﻣﻨﺖ ﮔﺮﻓﺘــــﻪ :|
ﯾﻪ ﺳـــﺮﯾـــﺎ ﻫﻢ ﭘــــﺎﯼ ﭘﺴﺖ جوﻥ ﺩﺍﺩﻥ !
ﯾﻪ ﺳـــﺮﯼ هم ﺍﺷﮏ ﺷـــﻮﻕ ﺭﯾـــﺨﺘﻦ !
ﺍﻭﻧـــﻮﺥ ﻣﻦ ﺍﯾــــﻦ ﺟـــﺎ مثلِ ﺷـــﺎﻃﺮ ﻧــﻭﻧﻮﺍ ﺗـــﻨﺪ ﺗﻨـــﺪ ﭘﺴﺖ
ﻣﯿــﺰﺍﺭﻡ ﮐﺴــﯽ ﻻﯾــﮏ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻪ :|
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 13:25
+15
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هرگز نشد بیای پیشم بگیری دستای منو
بدونی من عاشقتم گوش کنی حرفای منو
تو بی وفا بودی ولی اونی که برات میمرد منم
تا زنده ام دوست دارم اینم کلام آخرم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 13:23
+8
daniell
daniell
مطالبي که مي خونيد مکالمات تلفني واقعي ضبط شده در مراکز خدمات مشاوره مايکروسافت در انگلستان هست
*
مرکز مشاوره : چه نوع کامپيوتري داريد؟
مشتري : يک کامپيوتر سفيد...
*
مشتري : سلام، من «سلين» هستم. نمي تونم ديسکتم رو دربيارم
مرکز : سعي کردين دکمه رو فشار بدين؟
مشتري : آره، ولي اون واقعاً گير کرده
مرکز : اين خوب نيست، من يک يادداشت آماده مي کنم...
مشتري : نه ... صبر کن ... من هنوز نذاشتمش تو درايو ... هنوز روي ميزمه .. ببخشيد ...
*
مرکز : روي آيکن My Computer در سمت چپ صفحه کليک کن.
مشتري : سمت چپ شما يا سمت چپ من؟
*
مرکز : روز خوش، چه کمکي از من برمياد؟
مشتري : سلام ... من نمي تونم پرينت کنم.
مرکز : ميشه لطفاً روي Start کليک کنيد و ...
مشتري : گوش کن رفيق؛ براي من اصطلاحات فني نيار! من بيل گيتس نيستم، لعنتي!
*
مشتري : سلام، عصرتون بخير، من مارتا هستم، نمي تونم پرينت بگيرم. هر دفعه سعي مي کنم ميگه : «نمي تونم پرينتر رو پيدا کنم» من حتي پرينتر رو بلند کردم و جلوي مانيتور گذاشتم ، اما کامپيوتر هنوز ميگه نمي تونه پيداش کنه...
*
مشتري : من توي پرينت گرفتن با رنگ قرمز مشکل
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 12:39
+6
sara
sara
حتیاط !!!


در این شهر لاکردار ...


تمام کوچه باغ های عاشقی ...


به اتوبان های تنهایی وصل می شوند ... !!!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 12:38
+4
saman
saman
در CARLO
دختره سیزده چهارده سالشه استاتوس زده:
کسی قرص خواب و اعصاب خوب سراغ نداره؟
اونوخ من تا پونزده سالگی اسمارتیز میخوردم فک میکردم قرصه !{-17-}
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 12:36
+6
sara
sara
مکان خوابگاه
من :نوبت کیه چای بذاره؟
بچه ها :کی چای میخوره تو این گرما؟
و وقتی من با قوری چای میام تو اتاق:
بچه ها :نمیدونی ۴ نفریم یه لیوان چایی دم کردی بیشعور؟
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 12:15
+3
sara
sara
دوستم بهم گفت: واسه تولد دوست دخترم چی بخرم؟ میخوام غافلگیرش کنم؟
گفتم: شماره پاشو ازش بپرس، بعدش براش روسری بخر!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 11:58
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ