فکر کن رفتی حموم
.
.
حولت یادت رفته!
.
.
داد می زنی: یکی حوله منو از رو تختم بده...
.
.
در یکم باز میشه یه دستی حوله رو میده بهت...
.
.
می گیری، تشکر می کنی... خودتو خشک می کنی... لباس می پوشی...
.
.
دستتو که میذاری رو دستگیره درو باز کنی بیای بیرون یادت میفته همه مسافرتن و تو تو خونه تنها بودی...!!!
.
اگه عشق وجود داشت آدمها احساس تنهایی نمیکردن اگه عشق بود همه دنبال نیمه گمشده اشون نبودن عشق و عاشقی دوره اش تموم شده جاشو هوس و هوسبازی پرکرده آره عزیزم خیالت راهت امروزه روز تب تند آدمافقط برای تن توست نه احساست
رفتم تو حیاط نشستم یه گربه اومده زل زده تو چشام, کم مونده بهم بگه اییششش کی گفت بیای
اینجا بآور کنین ازش خجالت کشیدم, یاد بچگیم افتادم که بی دعوت میرفتم عروسی.. گربه کصصصافط!!!