یافتن پست: #تو

saqar
saqar
در CARLO
3 دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 19:18
+6
saqar
saqar
در CARLO
قبلنا مي‌گفتن: مرد بايد ايستاده بميرد يا با گلوله سربي توي سينه...

مرداي امروزم زير موچين و بوتاكس و پروتز و عمل بيني‌, جون ندن خيليه !
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 19:15
+5
saqar
saqar
در CARLO
مغرور و خودشيفته نيستم

ولي ياد گرفتم كه توزندگيم

منت احدي رو نكشم

خداحافظ تو فرهنگ لغت من جوابش فقط يه كلمه است

"به سلامت"

همين....!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 19:12
+4
saqar
saqar
در CARLO
پاسخ شاعر مرد:

به نام خداوند مرد آفرين........كه بر حسن صنعش هزار آفرين

خدايي كه از گل مرا خلق كرد........چنين بالغ و عاقل و نازنين

خدايي كه مردي چو من آفريد........وشد نام وي احسن الخالقين

پس از آفرينش به من هديه داد.......مكاني درون بهشت برين

خدايي كه از بس مرا خوب ساخت...ندارم نيازي به لاك ، همچنين

رز و ريمل و خط چشم و كرم........تو زيباييم را طبيعي ببين

دماغ و فك و گونه ام كار اوست..........نه كار پزشك و پروتز ،همين

نداده مرا عشوه و مكر و ناز...........نداده دم مشك من اشك و فين

مرا ساده و بي ريا آفريد............جدا از حسادت و بي خشم و كين

زني از همين سادگي سود برد........به من گفت از آن سيب قرمز بچين

من ساده چيدم از آن تك درخت..........و دادم به او سيب چون انگبين

چو وارد نبودم به دوز و كلك.............من افتادم از آسمان بر زمين

و البته در اين مرا پند بود............كه اي مرد پاكيزه و مه جبين

تو حرف زنان را از آن گوش گير.........و بيرون بده حرفشان را از اين

كه زن از همان بدو پيدايشت.......نشسته مداوم تو را در كمين
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 19:01
+5
saeed
saeed
در CARLO
یادته یه روز بهت گفتم دوست دارم ،میمونم تا ابد من باهات

یادمه گرفتی دستامو آروم تو گوشم گفتی منم میمونم همیشه به پات
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 19:00
+5
alireza
alireza
کودکی که آماده ی تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید: می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید

اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به انجا بروم؟

خداوند پاسخ داد از میان بسیاری از فرشتگان من یکی را برای تو در نظر گرفته ام .

او در انتظار تو است و از تو نگهداری می کند.

اما کودک هنوز مطمئن نبود که می خواهد برود یا نه

کودک گفت: اینجا در بهشت من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و اینها برای شادی من کافی است.

خداوند لبخند زد: فرشته ی تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او را احساس خواهی کرد.

خداوند او را نوازش کرد و گفت که فرشته ی تو زیباترین و شیرین ترین واژه هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی.

کودک با ناراحتی گفت : وقتی می خواهم با شما صحبت کنم چه کنم؟

خداوند برای این سوال هم پاسخی داشت : فرشته ات دستهایت را کنار هم می گذارد و به تو یاد می دهد چگونه دعا کنی.

کودک سرش را برگرداند و پرسید: شنیده ام در زمین انسان های بد هم زندگی می کنند چه کسی از من محافظ
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 18:58
+10
saqar
saqar
در CARLO
کل کل زن و مرد ................شاعر زن مي گه:

به نام خدايي كه زن آفريد.....حكيمانه امثال من آفريد

خدايي كه اول تو را از لجن....و بعدا مرا از لجن آفريد

براي من انواع گيسو و موي.....براي تو قدري چمن آفريد

مرا شكل طاووس كرد و تو را.....شبيه بز و كرگدن آفريد

به نام خدايي كه اعجاز كرد.......مرا مثل آهو ختن آفريد

تو را روز اول به همراه من.........رها در بهشت عدن آفريد

ولي بعدا آمد و از روي لطف......مرا بي كس و بي وطن آفريد

خدايي كه زير سبيل شما........بلندگو به جاي دهن آفريد

وزير و وكيل و رئيس ات نمود.....مرا خانه داري خفن آفريد

براي تو يك عالمه جنس خوب.....شراره،پري ،نسترن آفريد

براي من اما فقط يك نفر........براد پيت من را حسن آفريد

برايم لباس عروسي كشيد........وعمري مرا در كفن آفريد
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 18:56
+2
alireza
alireza
اَقِلْنی عَثْرَتی وَاغْفِرْ زَلَّتی

لرزشم را نادیده بگیر و گناهم را بیامرز

فَاِنَّکَ قَضَیْتَ عَلی عِبادِکَ بِعِبادَتِکَ وَ اَمَرْتَهُمْ بِدُعآئِکَ وَ ضَمِنْتَ لَهُمُ الْاِجابَةَ

زیرا که تو خود بندگانت را فرمان دادی و به دعا کردن به درگاهت مامور ساختی و اجابت دعایشان را ضمانت کردی

فَاِلَیْکَ یا رَبِّ نَصَبْتُ وَجْهی وَ اِلَیْکَ یا رَبِّ مَدَدْتُ یَدی

پس به سوی تو ای خدا رو آوردم و به درگاه تو ای پروردگار دست حاجت دراز کردم

فَبِعِزَّتِکَ اسْتَجِبْ لی دُعآئی وَ بَلِّغْنی مُنایَ وَ لا تَقْطَعْ مِنْ فَضْلِکَ رَجآئی

پس به عزت خودت دعایم را مستجاب کن و به آرزویم برسان و امیدم را از فضل خویش نا امید مفرما

وَاکْفِنی شَرَّ الْجِنِّ وَ الْاِنْسِ مِنْ آعْدآئی یا سَریعَ الرِّضا اِغْفِرْ لِمَنْ لا یَمْلِکُ اِلّا الدُّعآءَ

و شر دشمنانم را از جن و انس کفایت فرما ای خدای زود گذر بیامرز کسی را که جز دعا چیزی ندارد

فَاِنَّکَ فَعّالٌ لِمل تَشآءُ یا مَن اِسْمُهُ دَوآءٌ وَ ذِکْرُهُ شِفاءٌ وَ طاعَتَهُ غِنیً

زیرا تو هر چه را بخواهی انجام دهی ای کسی که نامش دواست و یادش شفاست و طاعتش توانگری
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 18:54
+9
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 18:54
+2
saqar
saqar
در CARLO
“بلد نيستم مثل خيليا وقتي ناراحتم از دست كسي همه بديهايي كه در حقم كرده از روز ازل و بزنم تو روش بلد نيستم منت محبتهام و بذارم سر كسي كه با بي مهري آزارم ميده بلد نيستم پشت كسي حرف بزنم و بعد به خاطر منافعم جلوش دولا راست بشم بلد نيستم واسه دردام دنبال همدرد بگردم بلد نيستم از كسي گله كنم فقط بلدم فاصله بگيرم از همه وتنها و تنها تر شم ...”
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 18:53
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ