یافتن پست: #تو

nahid
nahid
ليلي، زير درخت انار

ليلي زير درخت انار نشست.
درخت انار عاشق شد، گل داد، سرخ سرخ.
گلها انار شد، داغ داغ. هر اناري هزارتا دانه داشت.
دانه ها عاشق بودند، دانه ها توي انار جا نمي شدند.
انار كوچك بود. دانه ها تركيدند. انار ترك برداشت.
خون انار روي دست ليلي چكيد.
ليلي انار ترك خورده را از شاخه چيد . مجنون به ليلي اش رسيد.
خدا گفت : راز رسيدن فقط همين بود.
كافي است انار دلت ترك بخورد.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 18:33
+4
nahid
nahid
ليلي ، تشنه تر شد

ليلي گفت : امانتي ات زيادي داغ است . زيادي تند است.
خاكستر ليلي هم دارد مي سوزد، امانتي ات را پس مي گيري؟
خدا گفت: خاكسترت را دوست دارم، خاكسترت را پس مي گيرم.
ليلي گفت : كاش مادر مي شدم، مجنون بچه اش را بغل مي كرد.
خدا گفت: مادري بهانه عشق است، بهانه سوختن، تو بي بهانه عاشقي، تو بي بهانه مي سوزي.
ليلي گفت: دلم زندگي مي خواهد ، ساده ، بي تاب، بي تب.
خدا گفت: اما من تب و تابم ، بي من ميميري...
ليلي گفت : پايان قصه ام زيادي غم انگيز است، مرگ من ، مرگ مجنون،
پايان قصه ام را عوض مي كني؟
خدا گفت: پايان قصه ات اشك است. اشك درياست،
دريا تشنگي است و من تشنگي ام، تشنگي و آب. پاياني از اين قشنگ تر بلدي؟
ليلي گريه كرد. ليلي تشنه تر شد.
خدا خنديد.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 18:28
+5
nahid
nahid
ليلي خودش را به آتش كشيد

خدا گفت : زمين سردش است. چه كسي مي تواند زمين را گرم كند؟
ليلي گفت : من.
خدا شعله اي به او داد. ليلي شعله را توي سينه اش گذاشت.
سينه اش آتش گرفت. خدا لبخند زد . ليلي هم.
خدا گفت: شعله را خرج كن. زمينم را به آتش بكش.
ليلي خودش را به آتش كشيد. خدا سوختنش را تماشا مي كرد.
ليلي گر مي گرفت. خدا حظ مي كرد.
ليلي مي ترسيد. مي ترسيد آتش اش تمام شود.
ليلي چيزي از خدا خواست. خدا اجابت كرد.
مجنون سر رسيد. مجنون هيزم آتش ليلي شد.
آتش زبانه كشيد. آتش ماند. زمين خدا گرم شد.
خدا گفت: اگر ليلي نبود ، زمين من هميشه سردش بود.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 18:19
+3
محمد
محمد
بچه که بودیم هی بهمون میگفتن مهربون باش ، همه رو دووووس داشته باااش ، حالا بزرگ شدیم میگن چرا مهربونی ؟ خاک تو سر هالوت کنن ! بدبخت زرنگ باااش ! گرفتن اینا ما رو ؟
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 17:32
+5
محمد
محمد
تو دستشویی یکی از سرگـــرمیام اینه که مورچه ها رو غــرق میکنم ، بعد طی یک عملیات نجات حساب شده از غـرق شدن نجــاتشون میدم ! هــرچند ، شانس با بعضی هاشون یار نیست و در حین عملیات نجات ، جان بجــان آفــرین تسلیم میکنن . اما اونایی که زنده میمونن با انگیـزه بیشتری برمیگردن سرزندگیشون . اینجوری بهشون انگیزه زندگی تزریق میکنم.
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 17:25
+6
saeed
saeed
دختر:بابا می تونم برم پیش دوستم درس بخونم؟

بابا : نه نمیشه برو اتاقت درس بخون.

دختر:چرا آخه بابا؟

پدر:واسه اینکه سالها پیش مامانت هم میومد پیش من درس بخونه !
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 16:18
+1
محمد
محمد
سلامتيه اون پسري که...
10سالش بود باباش زد تو گوشش هيچي نگفت...
20سالش شد باباش زد تو گوشش هيچي نگفت....
30سالش شد باباش زد تو گوشش زد زير گريه...!!!
باباش گفت چرا گريه ميکني..؟
گفت: آخه اونوقتا دستت نميلرزيد...!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 14:35
+5
hadith
hadith
سلام به تمام دوستان عزیزم،عید همگی مبارک و ایام به کامتون.{-35-}{-37-}{-21-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 14:29
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
دعوت از هواداران برای حضور گسترده در دیدار پرسپولیس برابر الشباب


به گزارش سایت رسمی باشگاه پرسپولیس، در بیانیه باشگاه فرهنگی ورزشی پرسپولیس آمده است؛ سرخپوشان پایتخت که در اولین دیدار از سری رقابت های لیگ قهرمانان آسیا توانستند یک امتیاز حساس و با ارزش را در ریاض برابر تیم مدعی الهلال کسب کنند، فردا (چهارشنبه) در ورزشگاه آزادی تهران میزبان تیم الشباب امارات هستند.

بر همین اساس، باشگاه فرهنگی ورزشی پرسپولیس از هواداران همیشه در صحنه خود خواست بار دیگر با حمایت های پر شور خود در ورزشگاه آزادی حضور یافته و پرسپولیس را در بازی خانگی خود مورد تشویق قرار دهند.

گفتنی است؛ سرخپوشان پایتخت برای حداکثر امتیاز خانگی به مصاف نماینده امارات می روند و این در حالی است که باید روز شانزدهم فروردین ماه نیز در قطر برابر الغرافه به میدان بروند.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 14:14
+6
-3
payam
payam
هميشه يادمان باشد كه نگفته ها را ميتوان گفت ولي گفته ها را نميتوان پس گرف
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 13:25
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ