یافتن پست: #تو

☺SAEED☻
☺SAEED☻
دختره قیافش عین قاشق مربا خوری میمونه
برداشته تو about پروفایلش نوشته:
درگیر من نشو، همــــدم نمیشوم!
اعتماد به نفس بعضیا صاف تو لوزوالمعدم !!
4 دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 21:59
+8
مهسا
مهسا
دلخــــور که میشوم بغض میــکنم..

می آیم پشت صفحه ی مانیتورم..

کامنت می نویسم و صورتک میگذارم..

صورتکی که می خندد و پشتش قایم میشوم !

که فکر کنی می خندم و بخندی...

اشکهایم میـایند و من مدام ، با صورتک مجازی ام می خندم..

تو که می خندی باورم میشود... شاد میشوم..

اشکهایم روی گونه ام می خشکند.......
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 21:48
+6
Behdad
Behdad
میگن:
خیلی خودتو کوچیک و خسته نکن واسه کسی که نیست اونی که باید باشه!
خیلی خاکی نباش چون فکر میکنن زمینی م ی ش ا ش ن روت!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 21:44
+5
ronak
ronak
وقتی قرار باشد من بی قرار تو باشم
و تو تنها قرار زندگیم
از هر چه قرار غیر تو باشد
"خواهم گذشت....!"@Malo0o0os
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 21:43
+6
☺SAEED☻
☺SAEED☻
به سلامتی اون پسری که تو پادگانه و موقع شام ، داره به به دوست دخترش فکر میکنه ،
ولی دختره داره شام رو با یه پسر دیگه تو رستوران میخوره!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 21:40
+5
مهسا
مهسا
@ronak میخوام بیام کنار تو، تا یه کمی لوست کنم
اگه کسی اونجا نبود ، یواشکی بوست کنم!{-35-}
{-54-}{-49-}
19 دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 21:39
+7
jalal
jalal
به تو پرواز را اموختم و رهایت کردم تا ستاره ی دنباله دار باشی.... کاش با تو از عشق می کفتم تا بیاموزی کمی وفادار باشی! بادبادک کوچک من!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 21:38
+5
مهسا
مهسا
ون دوست دشمنی کرد دیگر چه می توان گفت

با یار ناجوانمرد دیگر چه می توان گفت

با محرمان غمناک با همرهان ناشاد

با همدمان دم سرد دیگر چه می توان گفت

با بدقمار بدنرد با بد رگان نامرد

با رهزنان بی درد دیگر چه می توان گفت

مردانگی چو شد ننگ

بر مرد عرصه شد تنگ

فهلی چو خاری آورد

دیگر چه می توان گفت

در شهر خالی از مرد

با خاطری پر از درد

شبرو شب است و شبگرد

دیگر چه میتوان گفت
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 21:34
+6
☺SAEED☻
☺SAEED☻
من هیچوقت نفهمیدم چرا آدما زیرِ پتو احساس امنیت میکنن...
حالا گیریم یه قاتل اومد توی اتاق خواب بعد حتما ًمیگه:
«الان اومــــــدم بکــــشمـــــــِــــت... اَه لعنتی پتو داره نمیشه!
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 21:33
+5
ronak
ronak
به روی گونه تابیدی و رفتی مرا با عشق سنجیدی و رفتی تمام هستی ام نیلوفری بود تو هستی مرا چیدی و رفتی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 21:32
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ