یافتن پست: #تو

siavash
siavash
بی حوصله ام !
دست خودم نیست ...
کمی دلتنگ فردایم !
فردایی که
تو می آیی ؛
... شاید
من نباشم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 21:31
+4
مهسا
مهسا
چه خوش خیال بودم….

که همیشه فکر می کردم در قلب تو محکومم…….

به حبس ابد!!

به یکباره جا خوردم…..

وقتی زندانبان به یکباره بر سرم فریاد زد….

……هی…

تو….

آزادی!….

و صدای گام های غریبه ای که به سلول من می آمد...!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 21:30
+5
☺SAEED☻
☺SAEED☻
در دنیا چهار چیز از هم سیر نمی شوند ، زمین از باران ، چشم از گناه ، عاشق از معشوق ، من از تو
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 21:28
+5
ronak
ronak
و بی شک اغوش تو امن ترین جای جهان است....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 21:28
+6
siavash
siavash
خدایا من حواسم به همه هست به جز تو

پس تو هم حق داری، حواست به همه باشه به جز من . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 21:26
+4
☺SAEED☻
☺SAEED☻
پدر
یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند
خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست
فقط هیچ کس نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر میتواند بنویسد!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 21:21
+6
siavash
siavash
یکی از دوستان که مدتی پیش به عنوان مدرس در یکی از دانشگاه ها مشغول به کار شده بود از خاطرات دوران تدریسش نقل میکرد:

سر یکی از کلاس هایم توی دانشگاه ، دختری بود که دو ، سه جلسه اول ،ده دقیقه مانده بود کلاس تموم بشه ، زیپ کوله اش رو میکشید و میگفت :

استاد ! خسته نباشید !!!

البته من هم به شیوه همه استاد های دیگه به درس دادن ادامه میدادم و توجهی نمی کردم!

یه روز اواخر کلاس زیر چشمی میپاییدمش ! به محض این که دستش رفت سمت کوله ، گفتم :

خانوم !!! زیپتو نکش هنوز کارم تموم نشده !!!!!

همه کلاس منفجر شدن از خنده ،

نتیجه این کار این بود که دیگه هیچ وقت سر کلاس بلبل زبونی نکرد!!!!

هیچ وقت هم دیگه با اون کوله ندیدمش توی دانشگاه !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 21:19
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دلتنگ تو امروز شدم تا فردا/فردا شد و باز هم تو گفتی فردا
امروز دلم مانده و یه دنیا حرف/یک هیچ به نفع دل تو تا فردا
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 21:19
+3
مهسا
مهسا
من زنم، آزادم

هنوز نفس میکشم،

غریبه نیستم، نفس‌هایم را خفه نکنید،

بر سرم حجاب مالکیت ...نکشید،

عروسک نیستم...

طاقچه‌ای هم نیست که بر سر آن بنشینم که نگاهم کنید...

بازی‌های بی‌ محتوای زن و مرد تمام شد...

اگر پا به پا نمیایی‌...

دست به دستم نکن...

دوستم داشته باش برای آنچه که هستم،

نه آنچه که تو می خواهی‌.....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 21:19
+5
☺SAEED☻
☺SAEED☻
تو زن شدی، نه برای در حسرت ماندن یک بوسه ...
برای خلق بوسه ای از جنس آرامش...
تو زن نشدی که همخواب آدم های بیخواب شوی ...
تو زن شدی که برای خواب کسی رویا شوی ...
تو زن نشدی که در تنهایی ات حسرت آغوشی عاشقانه را داشته باشی ...
تو زن شدی تا آغوشی در تنهایی ِ عشقت باشی ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 21:11
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ