یافتن پست: #تو

Behdad
Behdad
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 19:43
+7
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
یکی از دوستان تعریف می‌کرد که یه بار سر یه چارراه، یه دونه از این وانت سبزی فروشا، چراغ قرمزو رد کرد.

پلیسه از تو بلندگوش گفت : وانت کجا مییرییییییییییی؟ وانت تو بلندگوش گفت : دارم می‌رم خونه
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 19:38
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
خدایا شکرت كه به کمک فيس بوك ، تونستیم به مفهوم دقیق این مطلب پی‌ ببریم : "یه دوست دارم که دوست داره با دوست تو دوست بشه , تو دوست داری با دوست من که دوست داره با دوست تو دوست بشه دوست بشی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 19:30
+3
☺SAEED☻
☺SAEED☻
ادمین عزیز میشه تو سایت امکان قرار دادن نظر سنجی بذاری؟
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 19:12
+4
علـــــــــــــــــی
علـــــــــــــــــی
راننده اتوبوس اسکناس رو گرفت و پرسید:

یه نفری؟

مکث کردم و گفتم :

هــــــــــــه!!

خیـــــ ـــــلی وقته
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 19:11
+2
☺SAEED☻
☺SAEED☻
تو ایران همه پروژه ها نیمه تموم مونده به جز یکی :
آسفالت کردن دهن ملت..!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 19:04
+4
☺SAEED☻
☺SAEED☻
این روزها

اگر خون هم گریه کنی

عمق همدردی دیگران با تو
...
یک کلمه است :

" آخـــــــی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 18:59
+4
☺SAEED☻
☺SAEED☻
زن سینه‌های برجسته نیست
موی مش کرده
ابروی برداشته
لبانِ قرمز نیست
زن لباسِ سفید
... شب با شکوه عروسی
بوی خوشِ قرمه سبزی
هوسِ شب‌های جمعه
قرار‌هایِ تاریکی‌ ، کوچه پشتی‌، تویِ یک ماشین نیست
زن خون ریزی
کمر دردِ ماهانه
پوکی استخوان
یک زنِ پا بماه
حال تهوع
استفراغ
درد‌های زایمان
مادر بچه‌ها نیست
زن عصایِ روز‌های پیری
پرستار ، وقتِ مریضی
رفیقِ پای منقل
مزه بیار عرق دوره‌های دوستانه نیست
زن
وجود دارد
روح دارد
قدرت
جسارت
پا به پای یک مرد ، زور دارد
عشق
اشک
نیاز
محبت
یک دنیا آرزو دارد
زن ... همیشه ... همه جا ... حضور دارد
و اگر تمام اینها یادت رفت
تنها یک چیز را به خاطر داشته باش
که هنوز هیچ مردی پیدا نشده
که بخواهد در ایران
جایِ یک زن باشد
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 18:44
+6
☺SAEED☻
☺SAEED☻
زیادی صاف نباش ملت تو جاهای صاف بیشتر می‌تونن ویراژ بدن .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 18:41
+5
☺SAEED☻
☺SAEED☻
تو کوچه ترقه زدند، پیرزنه دم در وایساده بود هفت جد یارو رو نفرین کرد؛ دو
دقیقه بعد نوه خودش ترقه زد در حد بمب هیدروژنی! پیرزنه گفت قربون قد و
بالات مادر مواظب باش!
:|
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 18:33
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ