Danial
تا کجای قصه باید ز دلتنگی نوشت ، تا به کی بازیچه بودن توی دست سرنوشت ، تا به کی با ضربه های درد باید رام شد ، یا فقط با گریه های بی قرار آرام شد ، بهر دیدار محبت تا به کی در انتظار ، خسته از این زندگی با غصه های بی شمار .
t @ r @ n e
کاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسير غصه ي فردا نبود کاش بودي تا براي قلب من زندگي اين گونه بي معنا نبود کاش بودي تا لبان سرد من بي خبر از موج و از دريا نبود کاش بودي تا فقط باور کني بعد تو اين زندگي زيبا نبو
Danial
ای دو سه تا کوچه زما دورتر
قلیان تو از همه پر دودتر
کاش که همسایه ما می شدی
پایه قلیان کش ما می شدی
ای به فدای بافور و قلیان تو
مانده ام در حسرت دیدار تو
Danial
این اشتباه من بود که کار های تو رو با یه "ش" اضافه می خوندم
تو به قلبم "عق " زدی و من اونو "عشق" می دیدم
تو برای دلم "ور" زدی و من اونو "شور" زدن دلت می دیدم
تو اراجیفت رو "عر" می زدی و من همه اونها رو"شعر" می دیدم.
تو ارزش یه "اه" رو هم نداشتی اما من تورو "شاه" می دیدم
t @ r @ n e
یه روز تو رو تو کوچه دیدم و عاشقت شدم….فرداش تو خیابون دیدمت و دیوونت شدم…… امروز تو اتوبان دیدمت خدا آخر و عاقبتم و به خیر کنه! عجب 206ی هستی
*
t @ r @ n e
یه روزایی هست که یهو قصد می کنی اتاقتو مرتب کنی…
همه ی وسایلتو که می ریزی بیرون تازه میفهمی چه غلطی کردی
هه
1390/12/19 - 14:32مطمئنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
asan to khubi

1390/12/19 - 14:33badesham begu pa na pa to khubi
bad manam ...........
اوووووووووووووووووووووووووه
1390/12/19 - 14:35اصلا میخوای کتک کاری کنیم؟
خوبه ها
heif ta'ahod dadam zaeefe
1390/12/19 - 14:36وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای
1390/12/19 - 14:37بیخیال
دعوارو عشقه