یافتن پست: #تو

maryam
maryam
“دوستت دارم”

تکیه کلام تو بود

من بی جهت به آن تکیه داده بودم…!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 18:48
+1
sasan pool
sasan pool
کاش از اول نبودي دلم برات تنگ نمي شد ... اون نگاه من به اون نگاه تو بند نمي شد ... کاش از اول نبودي چشام به چشمت نميخورد ... اگه عاشقت نبودم اين دل اينطور نمي مرد ... عشق پاکت رو سوزوندن ديگه عشقت مال من نيست ... گول حرفهاتم که خوردم تو دروغهاتم قشنگ نيست ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 18:37
+1
mah3a
mah3a
مهم نیست لایک کنی و کامنت بزاری ...
برای من مهم اینه که بفهمی و بدونی برای تو می نویسم ...
و مهمتر اینکه بخونی اونچه که می نویسم و لبخند همیشگی ات را بزنی و
زیر لب بگی :
دیوونه
5 دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 18:32
+4
sasan pool
sasan pool
می خواهم
تمام احساسات کهنه ام را
بفروشم!
بفروشم به دوره گرد توی خیابان!
و به جایش
نمک بگیرم...
برای زخمهایی
که تو باقی گذاشتی.. ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 18:31
+1
sasan pool
sasan pool
چه دنیای بی عدالتی هست.یک نفر مثل من ارزوی مرگ داره ولی زنده میمونه و زجر میکشه.یک نفر که زندگی داره چند نفر دوستش دارن بچه داره سر شار از امید باید بمیره.واقعا که ته بی عدالتی به این میگن.{-13-}{-13-}{-13-}{-13-}{-13-}{-13-}{-13-}{-13-}{-13-}{-13-}{-13-}
6 دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 18:25
+1
sasan pool
sasan pool
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 18:22
+1
sasan pool
sasan pool
یکی لختو و یکی عریون پسنده
یکی با چادرو و تومبون پسنده
به هرچه آف[!] طالبی هست
دل مو غنچه ی خندون پسنده
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 18:16
+1
sasan pool
sasan pool
‫شب که می شود
بساطِ رویا می گستراند
خیالت در دلم
و تا گرگ و میش چشمها
مرا با قطار آرزو ها
راهی تو می کند
از سد حادثه ها می گذراند
و مرا تا ایستگاه آخر
که آن را عشق خوانند
مسافر می کند
و در آن ایستگاه متروک
تا سقوط خورشید
صدای پای تو را
انتظار می کشم...‬
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 18:05
+1
sasan pool
sasan pool
‫امشب به رسم عاشقی یادی ز یاران میکنم
در غربتی تاریک و سرد ، از غم حکایت میکنم
امشب وجودم خسته است ، از سردی دلهای سرد
آیا تو هم در یاد من هستی در این شبهای درد ؟
آره الان پیش عشق جدیدش نشسته داره به ریشت می خنده.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 17:55
+1
mah3a
mah3a
گاهی حوصله ی کودک درونم سر می رود

میرود یک ویفر از توی کشو برمی دارد
کاغذش را باز می کند ، گاز می زند

گاهی هم نق نق می کند
که یکی بیاید ، بغلش کند و برایش قصه بگوید
تا او خوابش ببرد ..
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 17:54
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ