یافتن پست: #تو

afsaneh heidari
afsaneh heidari
تو دوران مدرسه هفته آخر عيد كه ميشد همه قول وقسم مي خورديم جمعا نيايم مدرسه! فردا كه ميشد همه اومده بودن ببينن كي نيومده. يعني عاشق اون اتحادمون بودم !!!
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 04:56
+9
mah3a
mah3a
فیزیک خیلی آسان تر میشد، اگر
اگر به جای سیب خودِ درخت رو نیوتون افتاده بود
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 01:34
+7
mah3a
mah3a
[!] میره خارج، یه موتور می دزده. صاحب موتور از دور داد می زنه
!No !No
[!] میگه: نو یا کهنه، من بردمش
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 01:30
+4
mah3a
mah3a
فال روز (17 اسفند- 7 مارچ)

بگذارید رویاهایتان به هر جا می‌خواهد سر بزند!! برای اینکه هر ت[!] بکنید که آن را کنترل کنید شکست می‌خورید. امروز خیالات شما انقدر شدت پیدا می‌کنند که نمی‌توانید آرامش داشته باشید. شما می‌دانید که در نقطه تغییر و تحول و عبور از یک مرحله به مرحله دیگر هستید، پس سعی نکنید جلوی تصورات ذهنی خود را بگیرید. درعوض این قدرت خلاقانه خود را تبدیل به تصویر روشن و واضحی کنید که همه مردم بتوانند ازش استفاده کنند.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 01:21
+2
mah3a
mah3a
بابام سه کیلو آجیل خریده گذاشته تو گاوصندوق :|
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 01:16
+5
mah3a
mah3a
فقط یه ایرانی میتونه بـــــه نوشابـــــه "نارنـــجــی" بگــــه "زرد"!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 01:13
+5
hadith
hadith
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی، ناله نکن! خاموش باش! قرن ها نالیدن به کجا انجامید؟! تو محکومی به زندگی کردن تا شاهد مرگ آرزوهای خود باشی! (دکتر علی شریعتی)
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 01:10
+4
mah3a
mah3a
تا تواني دلي به دست آور
...
.
.
.
.
... .
.
.
خشت و پيک و گيشنيزش دست منه !!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 00:58
+3
hadith
hadith
تقدیم به ...
شادم كه در شرار تو مي سوزم
شادم كه در خيال تو مي گريم
شادم كه بعد وصل تو باز اينسان در عشق بي زوال تو مي گريم
پنداشتي كه چون ز تو بگسستم ديگر مرا خيال تو در سر نيست
اما چه گويمت كه جز اين آتش بر جان من شراره ديگر نيست
شب ها چو در كناره نخلستان كارون ز رنج خود به خروش آيد
فريادهاي حسرت من گوئي از موج هاي خسته به گوش آيد
شب لحظه اي بساحل او بنشين تا رنج آشكار مرا بيني
شب لحظه اي به سايه خود بنگر تا روح بي قرار مرا بيني
من با لبان سرد نسيم صبح سر مي كنم ترانه براي تو
من آن ستاره ام كه درخشانم هر شب در آسمان سراي تو
غم نيست گر كشيده حصاري سخت بين من و تو پيكر صحراها
من آن كبوترم كه به تنهائي پر مي كشم به پهنه درياها
شادم كه همچو شاخه خشكي باز در شعله هاي قهر تو مي سوزم
گوئي هنوز آن تن تبدارم كز آفتاب شهر تو مي سوزم
در دل چگونه ياد تو مي ميرد ياد تو ياد عشق نخستين است
ياد تو آن خزان دل انگيزيست كاو را هزار جلوه رنگين است
بگذار زاهدان سيه دامن رسوا ز كوي و انجمنم خوانند
نام مرا به ننگ بيالايند اينان كه آفريده شيطانند...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 00:54
+2
mah3a
mah3a
اگر مجنون شوی تو؛ من لیلی نشوم اگر خسرو شوی تو؛ شیرین نشوم گر شوی سام تو؛

من نرگس نشوم یک بار، فقط یک بار تو آدم شو نامردم اگر که حوا نشوم !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 00:48
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ