یافتن پست: #تو

sasan pool
sasan pool
دیالوگ های ماندگار:حامد(محمدرضا فروتن) چیه برادر؟! جشن تولده. ممنوعه؟ زن بی‌حجاب نداریم. زن با حجابم نداریم. مرد بی‌غیرت نداریم. مرد با غیرتم نداریم. نوار مبتذل نداریم. ماهواره نداریم. صور قبیحه نداریم. حشیش، گرس، تریاک، ذغال خوب و رفیق ناباب نداریم. رقص، آواز، خوشی، خنده، بشکن و بالابنداز نداریم. شرمنده‌تونم هیچ چیز ممنوعه کلاً نداریم.. نداریم. مهمونیه ولی مهمون هم نداریم... جشن تولد یه بچه‌س ولی بچه هم نداریم.{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/10 - 12:25
+2
sasan pool
sasan pool
زندگی من دقیقا مثل شب یلدا هست.همینجوری تنها توی خونه فقط یک فرق داره توی زندگی من پریا نیست که با هاش حرف بزنم.{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/10 - 12:19
+2
ronak
ronak
من چشم میگذارم و تو قایم میشوی
من هنوز روزها را میشمارم
تو پیدا نمیشوی
یا من بازی را بلد نیستم
یا تو جر زدی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/10 - 12:19
+6
sasan pool
sasan pool
وقتی نیستی یه خونه صدای تو
با خودم حرف میزنم به جای تو
هی قدم میزنمو اشک میریزم
نمیدونی پر غصه م عزیزم

میشینم سر روی زانو میذارم
به خدا دیگه دارم کم میارم
واسه من نذاشتی هیچ نشونه ای
تازه فهمیدم چقدر دیوونه ای

فکر میکردم میشه بود ازت جدا
منو از رو بردی برگردُ بیا
نمیدونی الان دارم چی میکشم
فکر نمیکردم که دلتنگت بشم

فکر میکردم میشه بود ازت جدا
منو از رو بردی برگرد ُ بیا
نمیدونی الان دارم چی میکشم
فکر نمیکردم که دلتنگت بشم

غم غربت داره این اتاق من
نذار گریه باز بیاد سراغ من
تا نمردم تنها توی خونمون
عزیزم خودتو زودتر برسون
{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/10 - 12:05
+1
mah3a
mah3a
چاقو رگِ دستم را زد ... نگران نباش ... رگِ خوش غیرتیِ من بود ... که برای تو سینه سپر می کرد ... من هنوز نفس می کشم و روی اسم تو خط قرمز کشیدم ...
.
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/10 - 11:19
+7
mah3a
mah3a
حترامت واجبه خان دایی ، اما حرف از مردونگی نزن که هیچ خوشم نمیاد ،کی واسم قده

یه نخود مردونوگی رو کرد که من واسش یه خروار رو کنم ، این دنیا همیشه برای من کلک بوده و نا مردی ،

به هر کی گفتم نوکرتم با خنجر کوبید تو این جیگرم ، دیدم یه فرمون که میتونست یه محلی

رو جابه جا کنه ، وقتی زجرش میدادن ، میرفت عرق میخوردو عربده میکشید ، دیوارها تکون میخوردن و، هر چی نامرد بود ای نوهوو

موش تو سوراخ قائم میشدن ، چییییییی شوووووود ؟

رفت زیارت و گذاشت کنار،مثل یه مرد شورو کرد کاسبی کردنو پوله حلال خوردن، اما مگه گذاشتن؟

این نظامه روزگاره، یعنی این روزگاره خان دائی ، نزنی!! میز[!] !

حالا داش فرمون گجاسسست ، اون فاطی که تو این دنیا آزارش به یه مورچه هم نرسیده بود گجاسسسست؟!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/10 - 10:37
+5
mohsen-p
mohsen-p
داشتم میرفتم باشگاه وسط راه یادم اومد یه چیزی رو یادم رفته،

برگشتم خونه.در زدم داداشم در رو باز کرده با تعجب میپرسه

حامد تویی؟!!!نرفتی باشگاه؟

میگم:پَــــ نَ پَــــ حامد رسید من دیلیوریشم…
دیدگاه  •   •   •  1390/12/10 - 09:11
+5
alireza
alireza
هر روز صبح که بیدار میشی یه چیزی همیشه میاد تو ذهنت ولتم نمیکنه حالا یا عشقته یا خاطره ای چیزیه امان از اون روزی که با یاد یه خاطره بد بیدار شی اونوقت دیگه حالتا به هم میریزه هم عصبی هستی هم ناراحت این عذاب وجدان لعنتی هم که ولکن نیست{-9-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/10 - 08:58
+3
☺SAEED☻
☺SAEED☻
جدایی نادر از سیمین اســـکار می گیرد
جدایی تو از من ، جــــــانم را
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/10 - 08:53
+4
t  @  r  @  n  e
t @ r @ n e
هموطن اينقدر انگشتتو توي دماغت نكن شما قراره 12 اسفند با اين انگشت حماسه بيافريني
دیدگاه  •   •   •  1390/12/10 - 00:46
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ