یافتن پست: #تو

شاهین
شاهین
دل
دل تو بزرگترین دل دنیاست
چون همه دنیارو توش داره
ولی دل من از دل تو بزرگتره
چون تو رو با همه دنیات داره
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 19:39
+5
☺SAEED☻
☺SAEED☻
ميدانم از خود خواهي است که تو را براي خود ميخواهم و تو هم آنقدر رئوفي که خود را متعلق به همه ميداني...!!!{-13-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 19:35
+7
شاهین
شاهین
حرفهای دیگران را در سه جا باور نکن :
۱ – بالای منبر
۲- پای منقل
۳ – توی بغل
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 19:34
+4
mehdi
mehdi
مرد ها سکوت نمي کنن...!
**فقط داد ميزنن**...
نمي تونن وقتي که ناراحت هستن...!
گريه کنن و بهونه بگيرن...!
فقط داد ميزنن...!
... ... ... اونا نمي تونن به تو بگن من رو بغل کن تا آروم شم...!
فقط داد ميزنن...!
نمي تونن بگن دلشون مي خواد تو آغوشِ تو گريه کنن...!
فقط داد ميزنن...!
ممکنِ خيلي تو رو دوست داشته باشن...!
اما نمي تونن صداشون رو مثل دختر بچه ها کنن و جيغ بزنن و بگن...!
عاشقتم...!
فقـــــــــــط داد ميزنن...!
اون همه اينا رو قورت مي ده که بگه يه مردِ...!
يه آدمِ محکم که مي تونه تکيه گاهت باشه...!
چون فقط داد ميزنه...!
از دادش دلگير نشو...!
گاهي دلش اونقدر ميگيره که فقط...!
داد ميـــــــــــــ ـــزنه...!ادامه ...—
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 18:58
+7
ali rad
ali rad
گاهی که دلم
به اندازه ی تمام غروبها می گیرد
چشمهایم را فراموش می کنم
اما دریغ که گریه ی ، دستانم نیز مرا به تو نمی رساند
من از تراکم سیاه ابرها می ترسم و هیچ کس
مهربانتر از گنجشکهای کوچک کوچه های کودکی ام نیست
و کسی دلهره های بزرگ قلب کوچکم را نمی شناسد
و یا کابوسهای شبانه ام را نمی داند
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 18:13
+3
ali rad
ali rad
کاش می شد گاهی،
به زبان سکوت با هم صحبت کرد.
دستور زبان سکوت را کاش همه می دانستند.
آن وقت چقدر سکوت هر شخص معنا داشت.
آنوقت چقدر سکوت می شد داشت در یک چشم.
چقدر دلتنگی می شد کاشت در یک نگاه.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 18:09
+3
sasan pool
sasan pool
وقتی فراستی میشود منتقد شماره یک مجلات و تلویزیون/ وقتی حوزه هنری به خاطر حضور زرین کلک در یک جشنواره عذر خواهی میکند تا به سرنوشت خانه سینما دچار نشود
وقتی همه بسیج میشوند تا قلاده های طلایشان را به گردن سینما بیاندازند.... این اسکار لذت بیشتری دارد
سینمایی که به پناهی اش پناه ندهد/ وقتی رسول اف اجازه به انجام رساندن رسالت هنری اش را ندارد، باید که کیمیایی، کیمیای گمشده اش را در اسطوره های دهه پنجاه بجوید
"نسل ما خواست نفهم بماند .... اما نشد"
و به همین خاطر میفهمد که این نسل آنقدر اسطوره ندارد که همین یکی دو تایش را هم از دست بدهد
آن روزی که فراستی نامی، بی شرمانه "جرم" کیمیایی را استمناء خواند، برای نسل خود گریستم
نسلی که می تواند/ اما نمیگذارند‬
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 17:59
+3
mehdi
mehdi
امروز فهميدم خيلي چيزارو.............اگه قيافه گرفتيم گفتين فكر كرده كيه؟اگه خوب بوديم به همه گفتين لاشيه.اگه دوست داشتيم كسي رو گفتن اولش بعد فراموشت مي كنه.... اگ معرفت گذاشتيم گفتن وظيفشه.اينارو گفتين ولي نگفتين شايد دوستمون داره؟.......اينارو گفتين ولي نگفتين تو دلش چي مي گذره؟.........
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 17:38
+5
ronak
ronak
مـــــــــرد است دیگر ....گاهی تند میشود،گاهی عاشقانه میگوید....!!!
مـــــــــــرد است دیگر....غرورش آسمان ،دلش دریاست.....!!
تو چه میدانی از بغض گلو گرفته یک مــــــــرد...؟؟!
تو چه میدانی از چشمانت که شده دنیای او.....؟
تو چه میدانی از هق هقِ شبانه ای که خودش خبر دارد و بالشتش....!؟!!
تو برو پیِ درد و دل های مردی بگرد که پاییز شده کابوس شومش....!!!
مرد را فقط مرد میفهمد و مـــــــــــرد.....!!!؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 17:08
+8
نیوشا
نیوشا
مراقب سایتون باشید....
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 17:02
+10

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ