یافتن پست: #تو

☺SAEED☻
☺SAEED☻
"ضد حال يعنى اينكه دانشجو باشی، عشق داريوش هم باشى، موهات و ريشت رو مثل داريوش بذارى بعد هركى تو دانشگاه ميبينتت بگه وااااى چقدر شبيه شهرام شبپره شدى."
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 14:28
+6
mohsen
mohsen
تو مترو دیدم یه دختره هی داره نگاه میکنه به من میخنده , گفتم چه آماری میده , منم شروع کردم خنده بازی و ضایع بازی جلوش , یه نیم ساعتی مشغول بودیم , خواست پیاده بشه از کنار من که رد میشد گفت زیپ شلوارتو ببند با اون شرت مامان دوز ضایع !! :l
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 12:42 توسط Mobile
+6
ronak
ronak
دست به صورتم نزن

می ترسم بیفتد..

نقاب خندانی که بر چهره دارم! و بعد ..

سیل اشک هایم تو را با خود ببرد ..

و باز ..

من بمانم و تنهایی . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 12:39
+7
ronak
ronak
آنگاه که تنهایی تو را می آزارد ، به خاطر بیاور که خدا بهترین های دنیا را تنها آفریده !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 12:00
+5
نیوشا
نیوشا
با پسر همسايمون هيچ حرف و گفتي ندارم اما شمارش تو گوشيم هست از قضا اين پسره عكاسيش خيلي خوبه منم مي خواستم برم كلاسه عكاسي جايي رو سراغ نداشتم بهش يه مسيج دادم كه كلاسه خوب ميشناسي يا نه بعد جواب نداد منم بخيال كه انگار نه انگار حالا رفته به داداشم گفته فلان كلاس هست !!! همسايه ي اوووووسكله داريم؟؟!؟:)
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 11:52
+4
-1
sepideh
sepideh
شب امتحان خوابگاه دخترا:
چهار بار دوره کردم ..میفهمی چهاربار.. نتونستم دوره پنجمو بزنم!
مهناز جون اون کتابو بده به من (صدای هق هق و گریه)

شب امتحان خوابگاه پسرا:
( ساعت ۲ نیمه شب همراه با دود قلیون ) مونی مگه نمیگم رد بده! شاهش دست من بود!!‬
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 11:40
+6
sepideh
sepideh
از این شبِ بد منظره
از این شبِ سوت و کور
تا شبِ مهتابیه تو
مرا پرواز بس نبود

بخوان مرا ...

تا تو راهی نیست
یک بهانه ، برای بوسیدن
برای آواز شدن ... پرواز شدن
پنجره ها
رو به تو باز ه
بخوان مرا ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 11:36
+5
ronak
ronak
عشق من , نگو...
نگو از اشکهایت نگو از چشمان بارانی ات....
نیامده ام که تو را بارانی ببینم
ای کاش چشمانت را بارانی نمی دیدم
من عاشق چشمانت هستم
پـس ای بــــــــــــــــــــــــ اران
نبار....
نبار تا چشمانی را ببینم که دوستش دارم
چشمانم از باران پر شده
ای کاش این باران نمی بارید
ای کاش....
ای کاش می دانستی که عاشق چشمانت هستم
ای کاش صدای گریه هایم را می شنیدی
ای کاش می دانستی گریه هایم از دیدن اشکهای توست
ای بــــــــــــــــــــــــ اران,
ای باران اولین باریست که دوست دارم نباری
لعنت به تو....
نفرین به تو ای باران
نبار....نبار....
نبار و حسرت دیدن بر چشمانم مگذار.....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 11:35
+2
ronak
ronak
عشق تــــــــــو
شوخی زیبایی بود که خداوند با قلب من کرد !
زیبا بـــــود ...امّا...شوخی بــــود !
... حالا . . .
تو بی تقصیری ! خدای تو هم بی تقصیر است !
من تاوان اشتباه خود را پس میدهم . . . !
تمام این تنهایی..............تاوان « جدّی گرفتن آن شوخی » است
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 11:31
+2
sasan pool
sasan pool
در من ترانه های قشنگی نشسته اند
انگار از نشستن ِ بیهوده خسته اند
انگار سالهای زیادی ست بی جهت
امید خود به این دل ِ دیوانه بسته اند
ازشور و مستی ِ پدران ِ گذ شته مان
حالا به من رسیده و در من نشسته اند
من باز گیج می شوم از موج واژه ها
این بغضهای تازه که در من شکسته اند
من گیج گیج گیج ، تورا شعر می پرم
اما تمام پنــــجره ها ی تــو بستـــه اند ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 11:27
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ