یافتن پست: #تو

شاهین
شاهین
سعی کن با سرعت زیاد بگی

“کانال ِ کولر، تالار ِ تونل”

بعد از ۶ بار تکرار سوتی هاتونو بنویسید
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 12:39
+6
شاهین
شاهین
منشور محمود

منم محمود!
رئیس جمهور رئیس جمهور ها
رئیس جمهور بزرگ
رئیس جمهور دادگر
رئیس جمهور ایران!
رئیس جمهور غزه!
رئیس جمهور لبنان!
رئیس جمهور سوریه!
رئیس جمهور عراق!
افغانستان! فلسطین! کومور! برنه! توگو! نیکاراگوئا! ونزوئلا! نیجریه! آنگولا! برونئی! اوگاندا! بولیوی! گابون! مالی! هائیتی! اتیوپی! مالدیو! گینه! پرو! شیلی! و همه جاها
رئیس جمهور چهار گوشه جهان
در بارگاه نمایندگان ایران بر تخت شهریاری نشسته ام
خدای بزرگ دل های پاک مردم متعهد ایران را متوجه من کرد زیرا من اورا ارجمند و گرامی داشتم
ارتش بزرگ من به آرامی وارد تهران شد
نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و سرزمین وارد آید
ریشه بیکاری را کندم و به بدبختی های آنان پایان بخشیدم
من فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند، مگر آنکه فتنه گر باشد!
وقتی که بنده با رای قاطع و میلیونی مردم خود بر تخت ریاست جمهوری نشستم، دستور دادم تا یارانه ها را به مردم پرداخت کنند، و نظام ظالمانه سوبسید را سرنگون کردم!
سایه ی دیو ارزانی را از سر مردم برداشتم!
فرمان دادم تمام نشریاتی را که بسته اند رفع توقیف کنند تا هرچه که می خواهند بنویسن
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 12:32
+4
mina
mina
اشک تو چشام پر شد
::::::::::::::::::::::::::
به سلامتی اون مریضهایی که از همه چیز دل بریدن و در انتظار یک دعا و یک امین من و تو هستن ...
به سلامتی دستهای پینه بسته اون مردا و زنایی که سرشونو از خجالت خانواده هاشون پائین انداختند و تو دلشون نمیدونن به زمین بد بگن یا به زمان ...
به سلامتیه سربازی که الان دور از نامزدش سر پست وایسـاده ...
به سلامتی بچه هایی که از شوروشوق عید و خریدهاش قسمتشون حسرته ...
به سلامتی مادرایی که هنوز چش به راه لاله های بی نشونشون هستن ...
به سلامتی دلهای شکسته ، غرورهای خردشده ، اشکهای ریخته نشده ، ارزوهای در سینه مانده ، حرف های بر زبان نیامده ...
و به سلامتیه پدری که ساعتش رو میفروشـه تا واسه شب عید ماهی و سبزه بخره تا جلو زن و بچش شرمنده نشه...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 12:12
+5
ronak
ronak
bacheha tavalode parniane harki resid baznashr kne misi{-35-}
4 دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 11:38
+13
شاهین
شاهین
سسسسلام دوسسستان صبح که نه ظهر جمعتون بخیر
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 11:35
+4
ronak
ronak
چه لطیف است حس آغازی دوباره،

و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس…

و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!

و چه اندازه شیرین است امروز…

روز میلاد…

روز تو!

روزی که تو آغاز شدی!

تولد مبارک @parnian1367
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 11:34
+7
sahar
sahar
می خواهم برایت بنویسم. اما مانده ام که از چه چیز و از چه کسی بنویسم؟

از تو که بی رحمانه مرا تنها گذاشتی یا از خودم که چون تک درختی در کویر خشک،
مجبور به زیستن هستم.

از تو بنویسم که قلبت از سنگ بود یا از خودم که شیشه ای بی حفاظ بودم؟
از چه بنویسم؟

از دلم که شکستی، یا از نگاه غریبه ات که با نگاهم آشنا شد؟

ابتدا رام شد، آشنا شد و سپس رشته مهر گسست و رفت و ناپیدا شد.

از چه بنویسم؟
از قلبی که مرا نخواست یا قبلی که تو را خواست؟

شاید هم اگر در دادگاه عشق محاکمه بشویم،
دادستان تو را مقصر نداند و بر زود باوری قلب من که تو را بی ریا و مهربان انگاشت اتهام بزند.

شاید از اینکه زود دل بسته شدم و از همه ی وابستگی ها بریدم تا تو را داشته باشم
به نوعی گناهکاری شناخته شدم.

نه!نه! شاید هم گناه را به گردن چشمان تو بگذارند که هیچ وقت مرا ندید،
یا ندیده گرفت چون از انتخابش پشیمان شده بود. عشقم را حلال کردم تا جان تو را آزاد کنم.

که شاید دوری موجب دوستی بیشترمان بشود و تو معنای ((دوست داشتن))را درک کنی...
امّا هیهات.... که تو آن را در قلبت حس نکردی و معنایش را ندانستی...
از من ب[!] و از ای
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 10:34
+13
sahar
sahar
وقتی که عاشقم شدی پاییز بود و خنک بود
تو آسمون آرزوت هزار تا بادبادک بود
تنگ بلوری دلت درست مثل دل من
کلی لبش پریده بود همش پره ترک بود
وقتی که عاشقم شدی چیزی ازم نخواستی
توقعت فقط یه کم نوازش و کمک بود
چه روزا که با هم دیگه مسابقه می ذاشتیم
که رو گل کدوممون قایق شاپرک بود ؟
تقویم که از روزا گذشت دلم یه جوری لرزید
راستش دلم خونه ی تردید و هراس و شک بود
دیگه نه از تو خبری بود ،‌ نه از آرزوهات
قحطی مژده و روزای خوش و قاصدک بود
یادم میاد روزی رو که هوا گرفته بود و
اشکای سرخ آسمون آروم و نم نمک بود
تو در جواب پرسشم فقط همینو گفتی
عاشقیمون یه بازی شاید ،‌ یه الک دولک بود
نه باورم نمی شه که تو اینو گفته باشی
کسی که تا دیروز برام تو کل دنیا تک بود
قصه ی با تو بودن و می شه فقط یه جور گفت
کسی که رو زخمای قلب من مثل نمک بود................

نمی بخشمت............................
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 10:33
+7
حمید
حمید
در SMS
دلم میخواد تاب بازی کنم میشه بیام تو ذهنت؟؟!! آخه شنیدم ذهنت تاب داره!{-41-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 01:41
+5
حمید
حمید
در SMS
تو بهترین گل دنیایی
.
.
.
اما نه صبر کن پرچم کمک داور بالاست آفسایده !{-41-}{-41-}{-41-}{-41-}{-41-}{-41-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 01:40
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ