یافتن پست: #تو

mehdi
mehdi
پسر بچه 8 ساله در حالي که مگس کش تو دستش بود و خيره شده بود به مگسهايي که رو شيشه پنجره در حال جفتگيري بودند از مادرش پرسيد ؟
مامان مگس نر داريم ؟
مادرش که تو آشپزخونه مشغول آشپزي بود جواب داد :
آره پسرم مگس نر هم داريم....
پسر بچه بعد از چند لحظه دوباره پرسيد :
... ... ... مامان مگس ماده هم داريم ؟
مادر در حالي که پيش خودش سوال بعدي پسرش رو تصور ميکرد جواب داد:
نه پسرم فقط مگس نر داريم.....
پسر بچه با عصابيت مگس کش رو کوبيد رو مگسهاي روي شيشه و گفت :
کونيا!!!!!
7 دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 15:51
+8
Ali
Ali
به یارو مي گن اگه تو دريا كوسه بهت حمله كنه چيكار مي كني؟ ميگه ميرم بالاي درخت. ميگن تو دريا كه درخت نيست. يارو ميگه :مرتيكه الاغ مجبورم... مي فهمي ؟! مجبوووووووورم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 15:39
+7
ebrahim
ebrahim
فقـط اونــایــی کـــه تــو ایــرانــن معــنــی اینــو مــی فهــمـن ...
.
.
.
.
.
.
.
.
بنـــویــسیــــد 512 ، بخـــونــیـــــد Dial UP ..!!
6 دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 14:43
+5
ronak
ronak
از تو چه پنهان....

گاهی برایم آنقدر خواستنی می شوی ...

که شروع میکنم به شمارش تک تک ثانیه ها...

برای یک بار دیگر رسیدن به بوی تنت...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 14:22
+3
ronak
ronak
نفس می کشم....

کوتاه و بی صدا...

سکوت می کنم...

طولانی و بلند...

نفس هایم پر از طعم نفس های تو...

و سکوتم پر از طنین موسیقی صدای توست...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 14:21
+3
ronak
ronak
سنگ ....

کاغذ .....

قیچی....

چه فرقی دارد!!!!

وقتی تو آخرش با پنبه سر میبری...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 14:19
+3
ronak
ronak
مجهول مانده است درمن
هزار سوال ِ بی جواب
از باد
از باران
از آب
از آتش
از سیبی که تبعیدیِ زمین ام کرد..
از تو که بی گفت و گو
تنها مخاطب چشمانم شدی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 14:18
+4
امیرحسین
امیرحسین
خبرنگارميپرسه : گوسفندات چي ميخورن؟
چوپان ميگه سفيدا يا سياها؟
خ ميگه: سياها ...
چ ميگه: علف
خ ميگه:و سفيدا ؟
چ ميگه: اونا هم علف
خ ميپرسه : شب اونا رو كجا نگه ميداري؟
چ ميگه:سفيدا يا سياها ؟
خ ميگه:سفيدا ...
چ ميگه: تو يه خونه ي بزرگ
خ ميگه: و سياها ؟
چ ميگه : اونا رو هم توهمون خونه ي بزرگ
خ ميپرسه:وقتي بخواي تميزشون كني چطوري اينكاروميكني؟
چ ميگه: سفيدا يا سياها ؟
خ ميگه: سياها ...
چ ميگه : باآب اونا رو ميشورم
خ ميگه:و سفيدا؟
چ ميگه: اونارو هم با آب ميشورم
خبرنگاره عصبانی ميشه به چوپانه ميگه :توچرا اينقد نژادپرستي ميكني هي ميگي سفيد ياسياه ؟؟؟
چوپانه ميگه:آخه سفيدا مال منن
خبرنگارميگه :و سياها ؟
چوپانه ميگه :اوناهم مال منن...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 14:17
+4
ronak
ronak
ضدحال یعنی وقتی با یکی روبوسی میکنی تو ۳ بار میخوای ببوسی

و اون یارو عادت داره ۲بار ببوسه ، بوس آخرت بمونه رو هوا

خیلی ضدحاله
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 14:13
+4
ronak
ronak
دختر:بابا می تونم برم پیش دوستم درس بخونم؟

بابا : نه نمیشه برو اتاقت درس بخون.

دختر:چرا آخه بابا؟

پدر:واسه اینکه سالها پیش مامانت هم میومد پیش من درس بخونه !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 14:11
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ