یافتن پست: #تو

mehdy
mehdy
زهرمار، درد، مرض، کوفت! الهی کف شامپو تو چشت! شب بخوابی خواب بد ببینی!

مادر محترم! شصت پا وسیله ای است شخصی،

که اختیارش رو دارم! لطفاً هرگاه سعی در خوردن شصت پای شما نمودم، گیر بدهید!

آقای پدر! هنگام دعوا با خانوم مادر، به جای پرت کردن

قابلمه و ماهی تابه به روی زمین، از چینی های توی کابینت استفاده نمایید!

اکشن بودن دعوا به همین چیزاست!خانوم مادر! از مصرف هله هوله ی زیاد پرهیز نمایید! ا

ین عمل نه تنها برای سلامتی شما خوب نیست،

بلکه موجب می شود کهمن بنده خدا هم هوس کنم!!!!!!!

آقای پدر! کودکان توانایی کافی برای حفظ دستشویی خود ندارند

و این توانایی هنگامی که شما شکم مرا “پووووووف” می کنید

به حداقل می رسد! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 13:58
+4
mehdy
mehdy
طنز: درد دل نوزاد شش ماهه
آقای پدر! در کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچه ی غیر پاستوریزه ،

و سار و سیبیل سیخ سیخی آهار نشدتون را به سر و صورت حساس من نمالید !

خانوم مادر! جیغ زدن شما هنگام شناسایی اجسام داخل خانه توسط حس چشایی من،

نه تنها کمکی به رشد فکری من نمی کنه، بلکه برای شما هم مضر است!!!

لازم به ذکر است که سوسک هم یکی از اجسام داخل خانه محسوب می شود!

پدر محترم! هنگام دستچین کردن میوه، از دادن من به بغل اصغر آقای سبزی فروش

خودداری نمایید. چشمهای تلسکوپی، گوشهای ماهواره ای و سیبیلهای دم الاغی اش

مرا به یاد قرضهای شما می اندازد!مخصوصاً وقتی که چشمهای خود را گشاد کرده،

و با تکان دادن سر و لبهایش ” پول پول پول پول” می کند!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 13:54
+4
امیرحسین
امیرحسین
پسر : عزیزم میتونی امروز بیای ببینمت؟
دختر : نه ...خاله ام اینا از نروژ اومدن. ..نمیشه ..!!
پسر : باشه.

فرداش : عزیزم امروز میای بریم سینمااا ؟!
... ... دختر : نه ...آخه کلی درس دارم باید بخونمشون ...
پسر : باشه

دو روز بعد
پسر : عزیزم فردا میتونی بیای بریم پارک چیتگر ؟!دوستام همه با دوست دختراشون دارن میان ...
دختر : نه به خداااا .... فردا دعوتیم خونه عموم ایناااا
پسر : باشه

فرداش دختر : عزیزم ، امشب شام بریم بیرون ..؟!
پسر : آآآآآااااااای ...چرا زودتر نگفتی ؟! با دوستام قرار استخر گذاشتم که
دختر : برووووووو با دوستاااااااااات استخر ...اونا برات مهم ترن ...بروووووووووو
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 13:52
+3
mehdy
mehdy
حیف نون صبح از خواب بیدار می شه میره نون سنگک بگیره

.
می بینه شده ۶۰۰ تومن !

.
می گه :‌ اوه اوه! از اصحاب کهف هم بیشتر خوابیدم !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 13:51
+3
ronak
ronak
غضنفر تو اتوبوس كبريت ميخواسته به بغلي ميگه :
اسمت چيه ؟
: يوسف
: به به، شغلت چيه؟
: زنبور دار
... ... : به به ، كجا ميري؟
:اهواز
: عجب جايي! ببخشيد كبريت دارين؟
: نه
: نه و نكمه ، يوسف هم شد اسم ! ... پشه باز، سگ توي اين گرما ميره اهواز!
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 13:46
+5
alireza
alireza
ضدحال يعنی وقتی منتظر فيلم مورد علاقت هستی برق بره!
ضدحال يعنی بعد از کلی مصيبت که بابات برات موبايل ثبت نام کرده همه سيمکارتا بياد جز مال تو!
ضدحال يعنی يه جلسه سر کلاس نری فقط همون يه جلسه استاد حضور غياب کنه!
ضدحال يعنی با شکم گرسنه بری تو صف ژتون تموم کرده باشن!
ضدحال يعنی يه هفته قبل از اينکه جشن تولد بگيری خاله مامانت فوت کنه!
ضدحال يعنی قبض تلفن بياد ....... تومن!
ضدحال يعنی بعد از کلی مخ زدن تو اينترنت همينکه بيای به نتيجه برسی اشتراکت تموم بشه !
ضدحال يعنی با.۹.۷۵ افتادن!
ضدحال يعنی صبح ساعت ۷ بری سر کلاس استاد نياد!
ضدحال يعنی بعد اينکه کلی افه زبان اوومدی نمره زبانت بشه۱۰
ضدحال يعنی داداش کوچیکت ۲شاخه مودمو اشتباهن بزنه تو پريز برق!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 13:44
+5
ronak
ronak
بیماری یخچال گرایی نوعی بیماری روانیست که فرد را تحریک به باز کردن درب یخچال
می‌کند،در حالی‌ که نه تشنه است،نه گرسنه است،و نه اصلا میداند که چه می‌خواهد از علائم این بیماری این است که فرد از اتاقش خارج میشود سرگردان راه آشپزخانه را در پیش می‌گیرد درب یخچال را باز می‌کند چیزی بر نمیدارد درب را می‌بندد این بیماری به وفور در میان متولدین دهه‌های ،۶۰ و ۷۰ به چشم می‌خورد
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 13:44
+3
mehdy
mehdy
توی تیمارستان نوار نوحه میزارن،

.


همه پامیشن میرقصن بجز غضنفر،

.

میگن این حتما سالمه ! ازش میپرسن تو چرا نمیرقصی ؟

.

میگه : آخه من عروسم.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 13:38
+5
mina
mina
به بنده خدا میگن: بابات به «رحمت ایزدی» پیوست! بنده خدا میگه: «رحمت ایزدی» دیگه کیه؟ میگن: نه، منظورمون اینه که «به دیار باقی شتافت»! میگه: «دیار باقی» کجاست؟ میگن: یعنی «دار فانی» رو وداع گفت! میگه: «دار فانی» دیگه چه‌جور داریه؟ میگن: یعنی «رخت از این دنیا بر بست»! میگه: منظورتون رو نمی‌فهمم! میگن: الاغ! بابای خرت مرد! میگه: خر من که بابا نداشت!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 13:36
+5
ronak
ronak
يه نفر يه سگ فلج داشته، هر وقت دزد ميومده، سگه رو مي گذاشته توي فرغون و دنبال دزده مي‌دويده
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 13:35
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ