یافتن پست: #تو

M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
خدايا ، چه گم کرد آنکه تو را يافت ، و چه يافت آنکه تو را گم کرد . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 22:23
+1
محمد
محمد
دوستم در یخچالو باز کرده,دیده هیچی توش نیس,میپرسه:واقعا خالیه!؟ میگم پَــ نَ پَـــ هیدنشون کردیم که غریبه ها نبیننشون !!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 22:09
+4
محمد
محمد
اسپری سوسک کش زدم به سوسکه، سوسکه افتاده به پشت دست و پا میزنه...هم خونه ایم اومده میگه داره جون میده..؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ قیافه تورو دیده از خنده ریسه رفته
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 22:08
+3
محمد
محمد
اسپری سوسک کش زدم به سوسکه، سوسکه افتاده به پشت دست و پا میزنه...هم خونه ایم اومده میگه داره جون میده..؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ قیافه تورو دیده از خنده ریسه رفته
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 22:08
+1
محمد
محمد
از بالا در دارم میام تو خونه بابام از راه رسید میگه باز تو کلید یادت رفت؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم آمادگی جسمانیمو تست می‌کنم امشب می‌خوایم بریم سرقت!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 22:07
+3
محمد
محمد
تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن. مامان اومده میگه چیزی شکوندی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ شیشه نازک تنهایی دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 22:05
+1
امید
امید
علی را صد تکّه کردم و تا بلکه بتوانم یک تکّه از علی را مطالعه کنم اما افسوس که هر تکه از علی خودش صد تکه ای پیچیده تر بود.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 22:05
+1
محمد
محمد
با دوستم رفتیم تو یه مغازه ی شلوغ که عسل طبیعی میفروشه؛ نوبت ما که میشه طرف میگه:شمام عسل میخواین!؟ ، پـَـَـــ نــه پـَـَـــ دوتا زنبوریم اومدیم استخدام شیم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 22:03
+1
امید
امید
من براي سال ها مينويسم ...... سال ها بعد كه چشمان تو عاشق ميشوند....... افسوس كه قصه ي مادربزرگ درست بود...... هميشه يكي بود يكي نبود
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 22:03
محمد
محمد
دوستم تو خونه خوابیده بود داداشم از راه اومده میگه خوابه؟ میگم پَـــ نَ پَـــ رفته رو اسکرین سیور لگد بزنی روشن میشه!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 22:01

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ