یافتن پست: #تو

محمد
محمد
نصف شب با جیغ از خواب پریدم. به داداشم میگم کابوس دیدم!خواب جن دیدم! می گه:آخیییی تو خواب ترسیدی؟ گفتم:پـَـَــــ نــه پـَـَــــ جنــه ترسید بیدار شدم واسش آب قند درست کنم..!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 21:53
محمد
محمد
تو بهشت زهرا دنبال قبر یکی می گشتیم. یه ادم خوشحال اومده داره با ما رو سنگ قبرا رو می خونه. بعد میگه دنبال قبر کسی می گردین؟ پ نه پ دستیار عزرائیلم اومدم ببینم کسی زود تر از موقع نمرده باشه
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 21:52
+1
محمد
محمد
تو صف نانوایی من آخرین نفر بودم و جلوم یه خانم وایساده بود بره همین من با یه فاصله باهاش وایساده بودم.یه زن چادری خیلی پررو از راه رسیده میاد جوری به زن جلویی و من میچسبه که نزدیک بود بین من و اون یکی زنه گیر کنه.بش میگم خانوم اینجا صف هستا. میگه ا شما هم تو صف هستید ؟ پ ن پ زنبیل تو هستمو تاحالا اینجا وایساده بودم کسی نوبتت رو نگیره !!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 21:51
+1
parnian
parnian
خدایا به تو سپردمش؛ اما ازت می خوام, یه روز یه جای زندگیش, بدجوری یادِ من بندازیش!!!..........{-38-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 21:03
+2
محمد
محمد
جالبه که بدونید این موتور فقط 11 اسب بخار قدرت داره.{-1-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 21:02
+1
نیوشا
نیوشا
خیلی چیز ها هستند که وقتی به دستشان می آوری
دیگر آنها از آن تو نیستند،
تویی که در دست آنهایی...!
18 دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 20:40
+5
ebrahim
ebrahim
اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی، فردا به آن چشم نگاهش مکن، شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی..
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 20:30
+4
سحر
سحر
خاطره
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 20:28
+3
ebrahim
ebrahim
ما گفتیم گوشۀ چشمی به ما بکن، شماجفت پا کردی تو ما و بیرون بکش هم نیستی.‬
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 20:22
+5
محمد
محمد
ببینید بعضیها برای چند هزار تومن چه کارهایی میتونند انجام بدن{-59-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 20:20
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ