یافتن پست: #تو

سحر
سحر
تو دنیا یکی هست که فقط به خاطر تو نفس میکشه .. اونم دمــــاغتــــــــه .. :|
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 14:52
+4
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
تو فرودگاه دارم با رفيقم حرف ميزنم يارو داره رد ميشه ميپرسه: شما ايراني هستين؟ مي گم: پـَـــ نــه پـَـــ ما چيني هستيم فقط روي ما فارسي ساز نصب کردن
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 14:52
+4
سحر
سحر
امتیاز چجوری باید بگیرم
3 دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 14:43
+5
-1
mina_z
mina_z
آوینی تو جنگ کشته‌میشه، به [!] میگن برو یه جوری به خانوادش خبربده. [!] میره دم خونشون زنگ میزنه، زن یارو میگه: کیه؟ [!] میگه: ببخشید،‌ منزل شهید آوینی؟!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 14:43
+9
دوستت دارم ....
دوستت دارم ....
عشق یا ثروت ؟!!! کدومو دوست داری!!!!
6 دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 14:36
+7
دوستت دارم ....
دوستت دارم ....
دوست داشتن تا حد مرگ
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 14:29
+6
-1
mina_z
mina_z
عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچه‌هاى کلاس عکس یادگارى بگیرد. معلم هم داشت همه بچه‌ها را تشویق می‌کرد که دور هم جمع شوند. معلم گفت: ببینید چقدر قشنگه که سال‌ها بعد وقتى همه‌تون بزرگ شدید به این عکس نگاه کنید و بگوئید : این احمده، الان دکتره. یا اون مهرداده، الان وکیله. یکى از بچه‌ها از ته کلاس گفت: این هم آقا معلمه، الان مرده. .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 14:18
+8
Pedram
Pedram
آنجه كه هستي هديه ي خداوند است به تو.....و آنچه كه مي شوي هديه ي توست به خداوند....پس بهترين باش
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 14:15
+7
Pedram
Pedram
وقتي 2 ﻋﺎﺷﻖ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺟﺪﺍ ﻣﯿﺸﻦ ، ﺩﯾﮕﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻦ ﻣﺜﻞ ﻗﺒﻞ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺎﺷﻦ ، چون به ﻗﻠﺐ ﻫﻤﺪﯾﮕﻪ ﺯﺧﻢ ﺯﺩﻥ ... ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻦ ﺩﺷﻤﻦ ﻫﻤﺪﯾﮕﻪ ﺑﺎﺷﻦ ، ﭼﻮﻥ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻮﺩﻥ ... ﺗﻨﻬﺎ ﻣﯿﺘﻮﻧﻦ ﺁﺷﻨﺎﺗﺮﯾﻦ ﻏﺮﯾﺒﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﺪﯾﮕﻪ ﺑﺎﺷﻦ ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 14:14
+7
zahra
zahra
تو جزیره آدم‌خورا یک بابایی میره ساندویچ فروشی، یک ساندویچ مغز سفارش میده. ساندویچیه میگه: میشه 2 تومن. مرده عصبانی میشه میگه: یعنی چی؟ مگه سَرِ گردنست؟! هفته پیش یک تومن بود! ساندویچیه میگه: آخه این مغز تهرونیه، بابا ‌بالاخره یک کلاس خاص خودشو داره. مردک هم ساندویچش رو میخوره و چیزی نمی‌گه. هفته دیگه میاد دوباره یک ساندویچ مغز سفارش میده، این دفعه ساندویچیه میگه:‌شد 10 تومن! یارو خیلی شاکی میشه، میگه‌: بابا چه خبرته؟! ساندویچیه میگه: آخه عزیز من،‌این دفعه مغز رشتیه، کلی فسفر داره به جان تو! باز طرف چیزی نمی‌گه و پول و میده و ساندویچش رو می‌خوره. هفته بعد دوباره میاد و یک ساندویچ مغز سفارش میده، این دفعه ساندویچیه میگه: میشه 100 تومن! یارو دیگه پاک شاکی میشه و ساندویچ رو می‌کوبه رو میز داد میزنه: این چه مسخره بازیه دراوردی؟! ساندوچیه میگه:‌آخه عزیز من،‌این یکی مغز [!]،‌ باید 100 تا کله بشکنیم تا ازش یک ساندویچ دربیاد!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 14:01
+10

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ