حمید
سوگند به تو اي دوست در اين معبد خاموش، هرگز نكنم مهر و وفاي تو فراموش!
حمید
كوتاه ترين فاصله براي گفتن دوست دارم فقط يه لبخنده.. . . . حالا ديگه نگفتم نيشتو تا بناگوش باز كن كه..! اه اه اه! چه بدم مي خندي!
رضا
بی وفایی شده عادت
تو نوشته بودی دیدار
سه تا نقطه ... به قیامت
برو با خیال راحت
رضا
در ازل تا دیدمت، خـــــود را، ز خود نشناختم در هـُمـــــــــــان دیدار اول دین و دل را باختم روی خوبت تا بدیدم،خشت مهـــــرت رابه دل سر به سر بنهـادم و با شوق قصری ساختم جــز تو دلداری نديدم، همنشين قصر عشق زان سبب غیــــــر ترا از دل برون انداخــــتم چـــون تو بودي دم بدم اندر تمــــام خاطــرم زین جهت درعشق تو سر تا به پا بگـــداختم سوخـتم تاساختم از عشــق تو این کلبه را زان سبب شـادم که اینک بی جهـت نگداختم با وجـود گنج مهــــــــــــر دلبر شیرین کلام آری بر اعــــــــــــمار این ویرانه ی دل تاختم چونکه کاخ دل مزین شدبه عشق و مهر تو ازهمان دم قــدر عشق و دوستی بشناختم