یافتن پست: #تو

حمید
حمید
دوستم ميپرسه تو هم مثل من به طبيعت و دريا و گل و چيزاي رمانتيك علاقه داري؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ من فقط به زباله دوني و آشغال و توالت عمومي و چيزاي چندش آور علاقه دارم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/6 - 23:05
+3
حمید
حمید
تو اتوبان گشت نامحسوس يه ماشينو گرفته بود. راننده ماشينه به پليسه ميگه مي خواي جريمم كني؟ پليسه ميگه: پ ن پ با دوتا همكارام مي خواستيم منچ بازي كنيم يه يار كم داشتيم گفتيم مزاحم شما بشيم.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/6 - 22:58
+2
حمید
حمید
نصف شب ماشين خاموش شده زنگ زدم ميگم بابا باطري ماشين تموم كرده روشن نميشه. ميگه يعني خالي شده؟ پ ن پ واقعا تموم كرده دارم ميبرم خاكش كنم گفتم ببينم تو هم مياي؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/6 - 22:57
+2
حمید
حمید
دارم مي رم تو دانشگاه يارو دم در جلومو گرفته مي گه آقا شما دانشجوي همين دانشگاهيد؟ ميگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دانشجوي دانشگاه آكسفوردم، درس اخلاق رو اينجا واحد ميهمان گرفتم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/6 - 22:46
+2
حمید
حمید
سوگند به تو اي دوست در اين معبد خاموش، هرگز نكنم مهر و وفاي تو فراموش!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/6 - 22:41
+1
حمید
حمید
كوتاه ترين فاصله براي گفتن دوست دارم فقط يه لبخنده.. . . . حالا ديگه نگفتم نيشتو تا بناگوش باز كن كه..! اه اه اه! چه بدم مي خندي!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/6 - 22:39
+1
حمید
حمید
زن: اگه امشب نيايي بريم خونه مامانم ديگه منو نمي‌بيني! مرد: براي چي؟ زن: واسه اينكه چشمهاتو درمي‌آرم!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/6 - 22:37
+2
مهسا
مهسا
دووستــــــــــــــــــــــــآن من یک هفته ای نیستــــــــــم دلم براتون تنگ میشه مواظب خودتــــــــــــــون باشید بابـــــــــــــــــــــــــــای
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/6 - 21:42
+5
رضا
رضا
بی وفایی شده عادت

تو نوشته بودی دیدار

سه تا نقطه ... به قیامت

برو با خیال راحت
دیدگاه  •   •   •  1390/11/6 - 21:21
+1
رضا
رضا
در ازل تا دیدمت، خـــــود را، ز خود نشناختم در هـُمـــــــــــان دیدار اول دین و دل را باختم روی خوبت تا بدیدم،خشت مهـــــرت رابه دل سر به سر بنهـادم و با شوق قصری ساختم جــز تو دلداری نديدم، همنشين قصر عشق زان سبب غیــــــر ترا از دل برون انداخــــتم چـــون تو بودي دم بدم اندر تمــــام خاطــرم زین جهت درعشق تو سر تا به پا بگـــداختم سوخـتم تاساختم از عشــق تو این کلبه را زان سبب شـادم که اینک بی جهـت نگداختم با وجـود گنج مهــــــــــــر دلبر شیرین کلام آری بر اعــــــــــــمار این ویرانه ی دل تاختم چونکه کاخ دل مزین شدبه عشق و مهر تو ازهمان دم قــدر عشق و دوستی بشناختم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/6 - 20:20
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ