یافتن پست: #تو

ronak
ronak
دفتر شعرهایم را سفید میگذارم بی تو بودن نوشتن ندارد.... درد دارد... انگار انجماد نبودنت ..روزگارم را منجمدکرده است
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 22:43
+8
aB'Bas S
aB'Bas S
در پارکینگ و باز کردم برم تو یارو اومده جلوش پارک کرده میگه می خوای بری تو؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ درو باز کردم هوای کوچه عوض شه
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 22:43
+7
aB'Bas S
aB'Bas S
عزیزم تو را به قدر توالت دوست دارم چون وقتی توالت می رم تو به یادم می یایی
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 22:39
+6
mohsen
mohsen
دخترایی که تا حالا موفق نشدن شوهر پیدا کنن بخونن... . . . . . . با توجه به تحریم های جدید و تاثیرات اون بر قیمت سکه و طلا تا اطلاع ثانوی خبری از شوهر نیست... بشینید درستون رو بخونید فعلا، که شاعر میگه: چو هرگز نیابی نشانی ز شوی،،،،ز گهواره تا گور دانش بجوی
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 22:38
+8
aB'Bas S
aB'Bas S
.... يك... دو.... سه.... چندين و چند ...هر چقدر مي شمارم خوابم نمي برد من اين ستاره هاي خيالي را كه از سقف اتاقم تا بينهايت خاطرات تو جاري است .... يادش بخير وقتي بودي نيازي به شمردن ستاره ها نبود اصلا يادم نيست ستاره اي بود يا نبود هر چه بود شيرين بود حتي بي خوابي بدون شمردن ستاره ها.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 22:35
+6
mina_z
mina_z
مامانم الان اس ام اس زده ما خونه داییت اینا هستیم بعد شام میایم
همه چی تو یخچال هست فقط بپر از سر کوچه سوسیس و نون و سیب زمینی بگیر و سوسیس سیب زمینی بپز
یعنی الان دقیقا ما چی پس تو خونه داریم؟ :)
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 22:33
+7
aB'Bas S
aB'Bas S
دو خط موازى زاییـده شدند.. پسرکى در کلاس درس آنها را روى کاغذ کشید. آن وقت دو ‏خط موازى چشمشــان به هم افتاد و در همان یک نگاه قلبشـان تپیـد و مهر یکدیگر را در ‏سینه جای دادند. خط اولى گفت: ما مى توانیم زندگی خوبی داشته باشیم. و خط دومی ‏از هیجان لـرزید. خط اولـی گفت: و خانه اى داشته باشیم در یک صفحه دنج کـاغذ من روزها کار میکنم. می توانم بروم خط کنار یک جاده دور افتاده و متروک شوم یا خط کنار ‏یک نردبام. خط دومی گفت: من هم می توانم خط کنار یک گلدان چهار گوش گل سرخ ‏شوم یا خط یک نیمکت خالی در یک پارک کوچک و خلوت خط اولی گفت: چه شغل شاعرانه اى.. حتماً زندگی خوشی خواهیـم داشت
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 22:31
+6
ali
ali
کاش اون لحظه ای که یکی ازت میپرسه “حالت چطوره؟” و تو جواب میدی “خوبم!” کسی باشه که محکم بغلت کنه و آروم تو گوشت بگه: “میدونم خوب نیستی…”
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 22:29
+7
aB'Bas S
aB'Bas S
هر شعر گریز از یک گناه بود هر فریاد گریز از یک درد و هر عشق گریز از یک تنهایی عمیق افسوس که تو هیچ گریزگاهی نداشتی...!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 22:28
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ