یافتن پست: #تو

ronak
ronak
در آغوش خــــدا گریستم تــا نوازشم کند... پـرسید : فرزندم پس آدمت کو ؟؟ اشک هایم را پـاک کـــردم و گفــــتم : در آغوش حـــوای دیگریـست. خدایا تو با من بمان!!!! که محتاج ماندن خلقت نباشم!!! آمین!!!!
3 دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 22:25
+9
امید
امید
همه ی عشق منی تو، غم دنیا که غمی نیست من ازت خاطره دارم، خاطره درد کمی نیست روبروی من عزیزم روزگار روشنی نیست همش از حال تو میگم، حال من که گفتنی نیست من یه عمره با خیالت لحظه لحظه در نبردم با تو زنده بودم اما، با تو زندگی نکردم (به زودی در کنار جامعه ی مجازی Bia2uni سایت موزیک Bia2berim هم فعالیت خود را آغاز میکند)
3 دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 22:21
+8
ronak
ronak
مانند هر امیدی روزی زندگی داشته ام. . . . . مانند هر رویایی من هم خواهی شناخت . . . دور از یک جزر و مد از خاموشی به دست باد سپرده شدم از اراده من، در گلوی من موج های مهیب تر از امواج دریا . . . دور از دنیای تو شسته شدم . . . . . . دور از دنیای تو محو شدم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 22:18
+8
ronak
ronak
روی آن شیشه ی تب دار تو را ها کردم ، اسم زیبای تو را با نفسم جا کردم ، شیشه بدجور دلش ابری و بارانی شد ، شیشه را یک شبه تبدیل به دریا کردم ، با سر انگشت کشیدم به دلش عکس زیبای تو را ، عکس زیبای تو را سیر تماشا کردم .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 22:15
+8
ronak
ronak
رویاهایم را در کنار کسانی گذراندم که بودند ولی نبودند همراه کسانی بودم که همراهم نبودن وسیله کسانی بودم که هرگز آنها را وسیله قرار ندادم دلم را کسانی شکستند که هرگز قصد شکستن دل آنها را نداشتم و تو چه دانی که عشق چیست عشق سکوتی است در برابر همه اینها !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 22:14
+7
ali
ali
راستـش را بگو نکند تو همان “این نیـز” هستی که همیشه می گذری . . . ؟ .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 22:11
+5
ali
ali
از ماضی ها و مضارع ها خسته ام / دلم حال ساده ی با تو بودن را می خواهد. ………………………………….
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 21:52
+7
mina_z
mina_z
اون سوادتون تو حلقم . .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 21:37
+8
رضا
رضا
مرا اينک تو آرام و کمی هم مهربانانه میان سینه ات بنشان و بنگر حال شیرینم پس از صید همین مستی به آرامی و ارامی درون آبی چشمان زیبایت نوازش کن خطوط قرمز دل را که از دلتنگی رویت دمادم رنگ می بازد و رؤیای دوچشمت را به امواج نگاه تشنه ام بسپار که از مدّ تا به جزر آن تلاطمها از عشق توست مرا اينک میان سینه ات بنشان کنار ساحل آرامش اين عشق
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 21:14
+7
aB'Bas S
aB'Bas S
یه روز یکی زنگ میزنه یه جایی میگه : ببخشید آقا اونجا شماره 2222222 است؟ طرف میگه: بله.. بفرمایین !! میگه آقا میشه به آتش نشانی زنگ بزنید ... بگید انگشت من توی شماره 2 گیر کرده..
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 20:32
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ