یافتن پست: #تو

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
از ساق پا تا محدوده 18 قدمو گچ گرفتم دوستم اومد خونه عیادت میپرسه شکسته؟میگم پـَـــ نــه پـَـــ رفیقم اورتوپده یه تعارف زد منم تو رودرواسی موندم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 15:36
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
رفتم عابر بانک میبینم نفر جلویی نیم ساعته با دستگاه کلنجار میره بعد از نیم ساعت بر میگرده میگه شما هم کار داری؟گفتم پـَـــ نــه پـَـــ پیک موتوری ام ایستادم نامه اداری تونو تایپ کنید ببرم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 15:35
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
حواسم نبود با صورت رفتم تو در میگه ندیدیش؟میگم پـَـــ نــه پـَـــ من دارکوبم میخوام با منقار یه سوراخ برا خودم باز کنم برم تو
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 15:33
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
با دوستم رفتم شمال با ترس میگه حالا بریمتو اب شنا کنیم؟ پـَـــ نــه پـَـــ الان میگم حضرت موسی بیاد ببا عصا دریا رو بشکافه تو برو توش قدم بزن
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 15:32
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
رفتیم تو اتوبان ترافیک زیاد بود دوستم میگه مینا ترافیکه؟ پـَـــ نــه پـَـــ واسه اینکه احساس غریبی بهمون دست نده ماشینا چسبیدن بهمون
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 15:31
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
رفتم پادگان فرمانده دیدتم میگه تو سربازی؟گفتم پـَـــ نــه پـَـــ مامور شهرداری ام اومدم شما رو ساعت 9 ببرم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 15:31
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
تو باغ وحش یه مار پیتون دیده میگه این ماره؟میگم پـَـــ نــه پـَـــ نخ دندون رستم که سیمرغ با قدرت حادوییش بهش جون داده
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 15:30
sasan pool
sasan pool
این ع[!]ایی که برای شما میزارم واقعا شرم آور تو رو خدا صنعت خودرو کشور ما رو ببینید.شرکت سایپا دیزل کامیون ساخته مسئولین هم رفتن افتتاح کردن ولی کامیونی نبوده رفتن از یک تیکه یونلیت پرده برداری کردن.درود بر مسئولین زحمت کش و کار بلد ایرانی. برای دیدن عکس ها به دیدگاه مراجعه کنید.
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 14:53
mina_z
mina_z
آمريكاييه داشته تو رودخونه غرق ميشده،‌ هي داد ميزده: help me, hellllp! تركه از اونجا رد ميشده ميگه:‌ احمق جون اگه جاي كلاس زبان كلاس شنا رفته بودي الان غرق نميشدي!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 13:41
+6
mina_z
mina_z
دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته مي‌برده بالاي ساختمون. صاحب‌كارش بهش ميگه: تو كه فرقون داري،‌ چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! غضنفر ميگه: ‌اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت مي‌كرد!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 13:35
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ