یافتن پست: #تو

sasan pool
sasan pool
کوله بار سفرت رفت و نگاهم را برد نه تو دیگر هستی نه نگاهت که در ان دلخوشیم سبز شود سایه می داند که به دنبال نگاهت همچون ابر سرگردانم هیچ کس گمشده ام را نشناخت تابش رایحه ای خبر اورد کسی در راه است چشمی از درد و دلم اگاه است کاش هیچ وفت عشقی متولد نمی شد که روزی احساس بمیرد ...........................................................................
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 11:28
+4
ALI SHABAN
ALI SHABAN
سلامتیه اون پسری که... 10سالش بود باباش زد تو گوشش هیچی نگفت...** 20 سالش شد باباش زد تو گوشش هیچی نگفت.... **30 سالش شد باباش زد تو گوشش زد زیر گریه...!!! باباش گفت چرا گریه میکنی..؟ گفت: آخه اونوقتا دستت نمیلرزید...!
3 دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 01:37
+8
ronak
ronak
ای کاش دلیل این شب بیداری ها ، وجود تو بود ...نه جای خالیت ...
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 01:35
+10
ALI SHABAN
ALI SHABAN
داستان خدا.:: دیدگاه رو بخونید::.
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 01:35
+6
ali
ali
دلم یک جای دنج میخواهد آرام و بی تنش جایی باید باشد غیر از این کنج تنهایی! ... تا آدم گاهی آنجا آرام بگیرد !... مثلا آغوش تو!.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 01:33
+5
ronak
ronak
من سکوتم حرف است حرفهایم حرف است خنده هایم حرف است کاش می دانستی می توانم همه را پیش تو تفسیر کنم کاش میدانستی کاش می فهمیدی کاش و صد کاش نمیترسیدی که مبادا که دلت پیش دلم گیر کند کاش می دانستی چه غریبانه به دنبال دلم خواهی گشت در زمانی که برای دردت سینه دلسوزی نیست تازه خواهی فهمید مثل من هرگز نیست... سکوت دردناکترین پاسخ من به بی وفایی های توست!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 01:28
+7
ALI SHABAN
ALI SHABAN
زن مانند شیشه ی ظریف و شکستنی است::.:. هرگز توانایی مقاومت او را نیازمایید، زیرا ممکن است شیشه ناگهان بشکند .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 01:24
+8
ronak
ronak
عشق تو شوخی زیبایی بود که خداوند با قلب من کرد! زیبا بود... امّا!!! شوخی بود! حالا. . . تو بی تقصیری ! خدای تو هم بی تقصیر است ! من تاوان اشتباه خود را پس می دهم. . .!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 01:23
+7
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
دیروز سوار تاکسی شدم؛ یه آقایی پیشم نشسته بود! میرفت که بخوابه و کج میشد سمت من!! صداش زدم؛ میگه : اذیت میشید؟ گفتم :نه پـَـَـ صدات زدم که بگم سرتو بذار رو شونه هام خوابت بگیره....
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 01:12
+3
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
دیشب تو خیابون میرفتم داشتم با فندکم بازی می کردم، پلیس رد شده میگه اون چیه؟ فندکه؟ پ ن پ مشعل المپیکه دارم میبرم لندن!! میگه پ ن پ و زهرمارف سوار شو بریم... میگم کلانتری؟ میگه پ ن پ میبرمت لندن
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 01:10
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ