یافتن پست: #تو

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
ب دوستم گفتم اين روزا دلم خيلي گرفته بريم ي دوري تو خيابون بزنيم؟ ميگه ک روحيت عوض شه؟ پ ن پ ک ملتو شاد و خوشحال ديدم داغ دلم تازه شه بدبختيمو يادم نره ي وقت!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/4 - 02:26
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
به يه بنده خدايي گفتم اين سري ميخوام با کسايي کار کنم که بدنشون نرم باشه ميگه واسه بازي با بدنشون؟ پ ن پ تو فکرم بعد از اجرا چنتا حرکت ژيمناستيک و آکروبات بريم هيجان بزنه بالا!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/4 - 02:26
+2
عسل ایرانی
عسل ایرانی
شده يه چيزي تو دلت سنگيني كنه....؟؟؟ خيلي سخته ادم كسي رو نداشته باشه... دلش لك بزنه كه با يكي درد دل كنه ولي هيچكي نباشه... نتونه به هيچكي اعتماد كنه هر چي سبك سنگين كنه تا دردش رو به يكي بگه ... نتونه اخرش برسه به يه بن بست ... ... تك وتنها با يه دلي كه هي وسوسش مي كنه اونو خالي كنه ... اما راهي رو نمي بينه سرش روكه بالا مي كنه اسمون رو مي بينه به اون هم نمي تونه بگه... اخه خيري از اسمون هم نديده مگه چند بار اشك هاي شبونش رو پاك كرده...؟
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/4 - 02:25
+7
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
به بابام گفتم بابايي سوييچ ماشينو ميدي به پسره گلت؟! گفت ميخاي بري دور دور کني تو خيابون؟ پ ن پ ميخام برم تو ماشين بشينم قام قام کنم!راننده بازي!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/4 - 02:25
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
تاکسي دربست گرفتم وسط راه ميگه پس مسافر نزنم ديگه! پ نه پ ي 6 تا مسافر ديگه بزن متاع مرغوبه دسته جمعي بريم تو فضا
دیدگاه  •   •   •  1390/11/4 - 02:25
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
گوشيمو جا گذاشتم تو تاکسي ميگه به بابام ميگم بيا بريم دم خونه طرف، ميگه که گوشيو ازش بگيريم؟ پ ن پ جلو خونش چمن و ايناست جون ميده واسه سيزده بدر
دیدگاه  •   •   •  1390/11/4 - 02:24
+3
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
شنا بلد نیستم طرف هولم داده تو آب دارم غرق میشم و دست و پا میزنم. می پرسه یعنی شنا بلد نیستی؟ می گم: پـَـــ نــه پـَـــ ! با آب شوخی دارم، داره قلقلکم میده
دیدگاه  •   •   •  1390/11/4 - 02:24
+4
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
طبقه بالایی داره توی خونه گل کوچیک بازی میکنه ، رفتم درشونو زدم میگه صدای ما اذیتتون میکنه ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ اومدم بگم مواظب باشید بازیکن دو اخطاره توی زمین نفرستید که بعدا گندش دربیا
دیدگاه  •   •   •  1390/11/4 - 02:16
+3
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
بهش میگم پاتو توی کفش من نکن ! میگه یعنی دخالت نکنم ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ بیا دستتو بکن تو دماغم !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/4 - 02:16
+3
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
توی راز بقا ۶۰تا شیر ریختن سر یه گورخر ! برگشته میگه میخوان بخورنش ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ میخوان سوارش بشن ولی خره رضایت نمیده میگه مامانم گفته با غریبه ها بازی نکن !!!!!!!!!!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/4 - 02:15
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ