یافتن پست: #تو

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
یکی از دوستامون به اون یکی گفت: داره برف میباره! اون یکی: بیرون؟ اولی: پـَـــ نــه پـَـــ تو حموم داره از دوش برف میاد پایین
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 20:12
+2
حمید
حمید
يه روز يكي زنگ ميزنه يه جايي ميگه : ببخشيد آقا اونجا شماره 2222222 است؟ طرف ميگه: بله.. بفرمايين !! ميگه آقا ميشه به آتش نشاني زنگ بزنيد ... بگيد انگشت من توي شماره 2 گير كرده..
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 19:09
+2
حمید
حمید
كاش يادت نرود روى آن نقطه پررنگ بزرگ ,بين بى باورى آدم ها, يك نفر مى خواهد كه تو خندان باشى نكند كنج هياهوى زمان , بروم از يادت.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 18:58
حمید
حمید
دريا باشي يا گودالي كوچك از اب… فرقي نميكند!! زلال كه باشي اسمان در تو پيدا مي شود.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 18:38
رضا
رضا
تو که قصد جدایی کرده بودی



خیال بی وفایی کرده بودی



چرا با این دل خوش باور من



زمانی آشنایی کرده بودی



خدایا تارو پودم غم گرفته



درون سینه ام ماتم گرفته



الهی بشکنه آن که آخر



دو عاشق را چنین از هم گرفته



خداوندا دلش را مهربان کن



همیشه خاطرش را شادمان کن...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 16:59
+1
حمید
حمید
عشق، گلي‌ست كه در وجود تو مي‌رويد. فقط كافيست زمينه را مهيا كني. خود را به روي بي‌كران باز كن: عشق، مي‌آيد و در دل تو خانه مي‌كند. ابتدا، خود باش. ابتدا، خود را بشناس و با خود انس بگير. عشق، پاداش اين انس و آشنايي‌ست. عشق، پاداشي است از فراسو. عشق، ميهماني‌ست كه به دل‌هاي آشنا و بيدار سر مي‌زند
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 14:30
sasan pool
sasan pool
امروز به این مراقبه میگم خانوم امتحان ما سنگین هست ورق بده .همچین قیافه گرفته انگار ارث پدرشو می خوام.عجب بابا گیریم کردیم توی این دانشگاه.دوست داشتم با مشت بزنم توی چونه اش مثل اون حرکتی که دبیرستان کردم.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 12:22
+1
sasan pool
sasan pool
عباس قادری از وقتی فهمیده من دوستش دارم و عاشقش شدم در وصف من این شعر زیبا خونده .خیلی زحمت کشیدی عباس جان.راضی به زحمت نبودیم. ساسی چه بلایی/قشنگی ناقلایی/دلم مونده ز دستت/نمیدونم کجایی /تو که چشات قشنگه/مثل شهر فرنگه/آهای ساسی قشنگه/آهای ساسی قشنگه.:x:x:x:x:x:x:">:">:">:">
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 11:16
aB'Bas S
aB'Bas S
کی میتونه ۵ بار پشت سر هم بگه : چسب ، چیپس ، سس؟؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 11:05
aB'Bas S
aB'Bas S
یه روز تو یه تیمارستان … دکتره می خواست از بیماراش تست بگیره یه عکس ماشین میزاره جلوی همه میگه هرکی این ماشین رو هول داد روشن کرد میره خونه اش همه رفتن هول بدن که برن خونه به جز یک نفر ! دکتره خوشحال شد با خودش گفت این پس خوب شده … بهش گفت ببینم تو چرا ماشین رو هل نمیدی ؟! گفت اینا خنگن سویچ دست منه !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 11:04

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ