mahdi
میوه فروشه داشت میوه ها رو از وانتش پیاده می کرد رفتم بهش گفتم اکبرآقا میوه ها تازه هستند گفت پـَـــ نــه پـَـــ یار گرمابه و گلستانم هستند شبا میگذارمشون تو وانت با هم تو شهر گشت میزنیم
mahdi
به دختره میگم ببخشید ساعت داری ؟ میگه میخوای بدونی ساعت چنده ؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ خواستم دستتو ببری بالا ببینم حلقه داری یا نه بیام خواستگاریت
mahdi
پرسید شبی ز حال من دلدارم گفتم که «ز رنگ و بوی تو بیزارم!» گفتا «نکند دو تا شده شلوارت؟!» گفتم: پـَـــ نــه پـَـــ فقط تو رو دوس دارم؟!
mahdi
تو اوج خواب آلودگی ،دارم صورتمو آب میزنم که خوابم بپره.دوستم میپرسه:میخوای خوابتو بپرونی؟ میگم: پـَـــ نــه پـَـــ میخوام ببینم باشستن چشمام میشود تو را جور دیگر دید…..
mahdi
یارو با هامر داره از رو جدول میره…دوستم میگه این ماشینا به خاطر شاسی بلند بودنش اینجوری میشه؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ به خاطر پلاک عربیشه تو مملکت غریب روش نمیشه بیاد تو خیابون
mahdi
یارو با هامر داره از رو جدول میره…دوستم میگه این ماشینا به خاطر شاسی بلند بودنش اینجوری میشه؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ به خاطر پلاک عربیشه تو مملکت غریب روش نمیشه بیاد تو خیابون
mahdi
رفتم داروخونه. گفتم: شیر می خواستم. زن داروخونه چی می پرسه: شیر خشک؟
می گم: پـَـــ نــه پـَـــ شیر تر. می خواستم از خودتون بخوام ولی روم نمی شد…!
mahdi
امشب رفتگر محله زنگ خونمون رو زده میگم ماهیانه میخوای؟ میگه پـَـــ نــه پـَـــ دیشب خوابتو دیدم اومدم بهت سر بزنم ببینم حالت خوبه در سلامتی کامل به سر می بری هوو ؟!