یافتن پست: #تو

gamer
gamer
یه روز دختری از دوست پسرش پرسید .. من خشگلم ؟؟؟ پسره گفت نه!!! باز سوال كرد تو منو دوست داری؟؟؟؟؟پسره گفت نوچ!! باز دختره حالش گرفته شد. واسه اخرین بار سوال كرد. گفت اگه بمیرم واسم گریه می كنی؟؟؟پسر گفت اصلا!! یهو دختره اشك تو چشماش جمع شد این دفعه پسره دختر رو بغل كرد و گفت: تو خوشگل نیستی تو زیبا ترینی... *دوست ندارم چون عاشقتم..... *اگه بمیری گریه نمی كنم منم میمیرم.................
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 23:48
+4
gamer
gamer
ساعت 3 شب بود که صدای تلفن، پسری را از خواب بیدار کرد. پشت خط مادرش بود. پسر با عصبانیت گفت: چرا این وقت شب مرا از خواب بیدار کردی؟ مادر گفت: 25 سال قبل در همین موقع شب تو مرا از خواب بیدار کردی! فقط خواستم بگویم تولدت مبارک...!
پسر از این که دل مادرش را شکسته بود تا صبح خوابش نبرد، صبح سراغ مادرش رفت. وقتی داخل خانه شد مادرش را پشت میز تلفن با شمع نیمه سوخته یافت، ولی مادر دیگر در این دنیا نبود . !
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 23:47
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
زنگِ خونه رو میزنم مامانم میپرسه میخوای‌ بیایی تو پـَـــ نــه پـَـــ می‌خوام ببینم اف ف سالمه یا نه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 23:35
+3
ronak
ronak
فرق نمیکند گودال آب کوچکی باشی یا دریای بیکران... زلال که باشی آسمان در توست...!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 23:33
+4
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
داریم لوازم میزاریم توی ماشین که بریم مسافرت همسایمون میگه دارید میرید مسافرت؟ پـَـــ نــه پـَـــ قراره از امشب توی ماشین زندگی کنیم پـَـــ نــه پـَـــ
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 23:30
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
دارم باهاش چت میکنم . میگم عکستو عوض کن . بعد که عوض کرده میگم خودتی میگه پـَـــ نــه پـَـــ مادر بزرگه آمیتا باچانه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 23:30
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
به یکی گفتم اونایی که تاریخ تولدشون رو تو پروفایلشون نمیذارن یعنی دوست ندارن بگن؟میگه پـَـــ نــه پـَـــ میخوان تو جاهای خالی رو با کلمات مناسب پر کنی
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 23:30
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
داداشم سوئیچ ماشینو برداشته میگم میخوای ماشینو ببری؟ میگه پـَـــ نــه پـَـــ سوئیچو میذارم تو جیبم خودم پیاده میرم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 23:29
مهسا
مهسا
تهوع‌ آور‌ترین سوالهای فامیلی...... کودکی: مامانتو بیشتر دوست داری یا باباتو. مدرسه : معدلت چند شد؟.. دانشجویی :درست کی تموم می‌شه؟ ..بعدر از درس : چرا ازدواج نمی‌کنی؟.. بعد از ازدواج : چرا بچه دار نمیشین.. بعد از بچه : این بچه قیافه‌ش به کی رفته؟{-58-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 23:22
+6
مهسا
مهسا
در یک آشنایی دوستانه ما با هم دست دادیم !! تو فقط دست دادی.. و من.. همه چیز از دست دادم من هر روز تلاش می کنم که در خاطرم بماند، و تو هر روز تلاش می کنی که فراموش کنی،.. چه بلاتکلیفند خاطراتمان!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 23:17
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ