یافتن پست: #تو

مهسا
مهسا
فقط تو ایرانه که وقتی میخوائیم به یه مهمان تعارف بکنیم که تو خونمون راحت باشه میگیم پا شو شلوارتو در بیار…{-20-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 01:36
+3
مهسا
مهسا
وقتی کاملا از زندگیت نا امیدی از مامانت می پرسی مامان چرا منو دنیا اوردی ؟ بعد از کلی منو من کردن میگه : عزیزم اگه راستشو بخوای تو فقط قرار بود یه بوس باشی !{-33-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 01:33
+3
مهسا
مهسا
ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﻟﻜﻞ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺑﭙﺮﻩ ﺧﺎﻃﺮﻩ ، ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﺳﺖ ، ﻣﯽ ﻣﻮﻧﻪ ﻭ ﺩﻫﻨﺘﻮ ﺳﺮﻭﻳﺲ ﻣﯽ ﻛﻨﻪ !{-33-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 01:32
+2
مهسا
مهسا
يه دختره هر روز دير مي رفت مدرسه. معلم ازش دليلشو پرسيد. دختره گفت : خانم هر روز صبح که من ميام مدرسه يه پسره تو راه هي دنبال من مياد. معلمه گفت: بهش کاري نداشته باش سرتو بنداز پايين و بيا. دختره گفت: خانم من که ميام، اون يواش يواش مياد !{-20-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 01:26
+3
مهسا
مهسا
شماره ناشناس ناشناس : سلام خوشگله ،دوست پسر داری ؟ -بله ،شما؟ -من داداشتم ،صبر کن بیام خونه به حسابت میرسم .{-39-} شماره ناشناس بعدی : -دوست پسر داری؟ -نه نه اصلا -من دوست پسرتم …… واقعا که …{-60-}:( -عزیزم به خدا فکر کردم که تو داداشمی !!! - خوب داداشتم دیگه ،صبر کن خونه برسم من میدونم و تو…{-20-}{-32-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 00:53
+5
مهسا
مهسا
از فری خوشحال پرسيدن با كدوم عبادت حال ميكني؟ گفت: نماز ميت. پرسيدن چرا؟ گفت: وضو كه نميخواد, ركوع وسجده نداره , كفشاتم در نمياري , تازه آخرش هم ناهار ميدن!{-20-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 00:51
+6
امیرحسین
امیرحسین
@Malo0o0os گاهی برات مهم نیست فلانی چی نوشته ناخودآگاه تا اسمشو میبینی لایک میزنی چون اون آدمو دوست داری انگار با لایکت میخوای بهش بگی ببین تو هر چی میخوای بنویس، ولی فقط باش !!!
4 دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 00:39
+3
gamer
gamer
دوستان با نهايت تاسف مجبورم كوله بارم رو ببندم و بگم خداحافظ وشب همگيتون خوش
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 00:11
+1
-1
mina_z
mina_z
تصویر میز و اتاق کار آشفته اینشتین در سال ۱۹۵۵ که توسط رالف مورس گرفته شد، بسیار معروف است و از سوی دیگر برای شماری از ما‌ها دست‌آویزی برای گریز از مرتب کردن اتاق‌هایمان است!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 23:53
+10
-1
gamer
gamer
پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی…شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید… چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..درضمن این نامه برای شماست..! دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود: سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه.(عاشقتم تا بینهایت) قلب دختر نمیتوانست باور کند..اون این کارو کرده بود..او
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 23:52
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ