یافتن پست: #تو

zahra
zahra
کله صبحی رفیقم می‌خواست بیاد درس بخونیم، بهش زنگ زدم گفتم دوتا نون هم بگیر بیار. گفت واسه صبحونه؟ پـَـ نه پَــ، واسه ذخیره سازی تو روزای سخت زمستون!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 01:33
+4
shahin ES
shahin ES
به سلامتی کسی که خیلی وقته مارو فراموش کرده .... ولی هنوزم folder عکساش توی کامپیوترمون هست .... بسلامتیش ....
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 01:27
+6
shahin ES
shahin ES
زن زیبایی به عقد مرد زاهد و مومنی در آمد. مرد بسیار قانع بود و زن تحمل این همه ساده زیستی را نداشت. روزی تاب و توان زن به سر رسید و با عصبانیت رو به مرد گفت: حالا که به خواسته های من توجه نمی کنی، خود به کوچه و برزن می روم تا همگان بدانند که تو چه زنی داری و چگونه به او بی توجهی می کنی، من زر و زیور می خواهم! مرد در خانه را باز کرد و روبه زن می گوید: برو هر جا دلت می خواهد! زن با نا باوری از خانه ...خارج شد، زیبا و زیبنده! غروب به خانه آمد . مرد خندان گفت: خوب! شهر چه طور بود؟ رفتی؟ گشتی؟ چه سود که هیچ مردی تو را نگاه نکرد . زن متعجب گفت: تو از کجا می دانی؟ مرد جواب داد: و نیز می دانم در کوچه پسرکی چادرت را کشید! زن باز هم متعجب گفت : مگر مرا تعقیب کرده بودی؟ مرد به چشمان زن نگاه کرد و گفت: تمام عمر سعی بر این داشتم تا به ناموس مردم نگاه نیاندازم، مگر یکبار که در کودکی چادر زنی را کشیدم
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 01:14
+5
ronak
ronak
in yani chi?{-28-}
23 دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 00:56
+11
zahra
zahra
گردوخاک میره تو چش غضنفر میره چلوی آینه تو چشمش فوت میکنه خانمش میگه دیوونه تو فوت نکن بزار اون فوت کنه.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 00:50
+4
zahra
zahra
غضنفر توی اتوبوس پر جمعیت پیله کرده بود به راننده و در گوش راننده هی حرف می زد. راننده مرتب بهش می گفت: برو بشین سر جات. آخرش مسافرها به راننده می گن: آقای راننده به حرفش گوش کن شاید کاری داره. راننده می گه: نه بابا اومده به من می گه: چپ کن یه کم بخندیم {-18-}{-18-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 00:41
+4
amir taha
amir taha
آسمونی رو دوست دارم که بارونش فقط واسه شستن غم های تو بباره .
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 00:27
+3
zahra
zahra
غضنفر به عنوان چترباز میره تو نیروی هوایی روز رزمایش بهش میگن وقتی رسیدی پایین دکمه سبزو بزن چتر باز میشه اگه باز نشد دکمه قرمزرو بزن حتما چتر باز میشه بعد که رسیدی پایین یه ماشین هست که تورو میبره پادگان. غضنفر میپره دکمه سبزو میزنه چتر باز نمیشه دکمه قرمزو میزنه بازن چتر باز نمیشه با عصبانیت میگه خوبه حالا ماشین هم نیاد!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 00:21
+5
amir taha
amir taha
ازدواج یعنی از دست دادن توجه تعداد کثیری از افراد و بدست آوردن بی توجهی یک فرد !
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 00:20
+3
amir taha
amir taha
دوستش یه پسر سه کیلویی زائیده، 4 میلیون و 500 هزار تومن پول بیمارستان داده یعنی دقیقاً کیلویی یک و نیم میلیون واسش در اومده
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 00:13
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ