یافتن پست: #تو

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
به بارومیگی افتابه داری؟میگه براخونه می خوای؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ براقالب کیک جشن تولد بابام می خوام،اخه سنتی دوست داره.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 22:54
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
رفتم پادگان فرمانده دید گفت تو سربازی ؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ ماشین شهرداریم اومدم شمارو ساعت 9 ببرم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 22:53
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
به مامانم میگم من سحری هم نخوردم خیلی گشنمه میگه یعنی افطار میخوری ؟ پـَـ نـَـ پـَـ نمیخورم ببینم من بیشتر طاقت دارم یا شتر تو صحرا
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 22:53
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
توی سلمونی نشسته بودم که یکدفعه یه مرد کچله امد تو. آرایشگر با نیشخند بهش گفت: امدی آب بخوری؟ مرد گفت: پـَـ نـَـ پـَـ امدم موهام کوتاه کنی
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 22:51
+2
ronak
ronak
گــــفته باشــــم !.!.! گاهی تنهایی آنقدر قیمت دارد که درب را باز نمی کنم! حتی برای "تو"... که سالها منتظرت بودم..!
2 دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 22:50
+2
ronak
ronak
اگه جرات می کنی یه بار دیگه بیا تو قلبم هی ی ی ی ی س دیگه هیچی نگو و و و گم شو برو دورت بگردم
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 22:49
+2
ronak
ronak
گریان شده. همچو دختری کوچک پایش را ب زمین می کوبد و تمام تو را می خواهد دلم...............!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 22:36
+2
تنها
تنها
ای دخترانی که برنزه می کنید ای دخترانی که موهایتان همیشه فشن است ای دخترانی که جراحی بینی و... می کنید!!!! . . . . . . . . . . . . . . خیلی خوب کاری می کنید به بعضیاتون واقعا میاد!!!!{-7-}{-7-}{-7-}{-7-}{-7-}{-7-}{-7-}{-7-}{-7-}{-27-}{-27-}{-27-}{-27-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 22:29
+2
تنها
تنها
اعتراف می کنم بچه که بودم یه بار با آجر زدم تو سر یکی از بچه های اقوام، تا ببینم دور سرش از اون ستاره ها و پرنده ها می چرخه یا نه! {-7-}{-7-}{-7-}{-7-}{-7-}{-7-}{-7-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 22:23
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ