یافتن پست: #تو

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ظرف مورده علاقه ی مامانمو شکوندم گفتم:ببخشید دستم خورد بهش افتاد,قضا بلا بود!!!گفت:باشه اشکال نداره !!!فرداش از حموم اومدم مامانم گفت:بیا گوشیت اتفاقی پرت شد طرف مانیتورت بعد افتاد روی تبلتت 3تاش با هم خورد شد!تو که به قضا بلا اعتقاد داری?!!!!
نابودم کرد.........!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1393/02/24 - 18:52
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺍﻣﺮﻭز ﺗﻮ ﻣﺤﻠﻤﻮﻥ ﯾﻪ ﭘﻮﺭﺷﻪ ﺧﻮﺵ ﺭﻧﮓ ﭘﺎﺭﮎ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ
ﺟﺎﺗﻮﻥ ﺧﺎﻟﯽ
ﮐﻮﺩﮎ ﻋﻘﺪﻩ ﺍﯼ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﻣﯿﮕﻔﺖ : ﺧﻂ ﺧﻄﯿﺶ ﮐﻦ
ﮐﻮﺩﮎ ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﻣﯿﮕﻔﺖ : خاک برمخت ، ﻧﺪﯾﺪ ﺑﺪﯾﺪﺍ ﺍﯾﻦﮐﺎﺭﻭ ﻣﯿﮑﻨﻦ
ﮐﻮﺩﮎ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﻣﯿﮕﻔﺖ : ﺍﻟﺤﺴﻮﺩ ، ﻻﯾﺴﻮﺩ ، لامرض
هیچى دیگه ﺩﺳﺘﻪ ﺟﻤﻌﯽ باهم ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺑﻮﺩﻥ
که یهو ﺁﺧﺮ ﺳﺮ ﺧﺮ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﯾﻪ ﻟﮕﺪ ﺑﻬﺶ ﺯﺩ ﺻﺪﺍﺵ ﺩﺭ ﺍﻭﻣﺪ ﮐﻠﯽ ﺧﻨﺪﯾﺪیم فرار کردیم:
دیدگاه  •   •   •  1393/02/24 - 18:44
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺗﻮ ﯾﻪ ﮐﻮﭼﻪ ﻣﯿﺮﻓﺘﻢ ﯾﻬﻮ
ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ﭼﺎﻗﻮ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﭘﺸﺖ ﮐﻤﺮﻡ ﮔﻔﺖ ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﺘﻮ ﺑﺪﻩ
ﻣﻨﻢ ﮔﻔﺘﻢ: 093578...
ﺑﻨﺪﻩ ﺧﺪﺍ ﮔﺮﯾﺶ ﮔﺮﻓﺖ ﺳﺮﺷﻮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺭﻓﺖ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﭼﺮﺍ :| :)
دیدگاه  •   •   •  1393/02/24 - 18:24
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گیرم برم آمریکا!
واسه زندگی!
بهترین جاش اصلا!
تو بگو بهترین شرایط!
فقط کافیه تو آمریکا برق بره بعد برق که بیاد هیشکی تو صلوات فرستادن منو همراهی نکنه!
بغضم میگیره برمیگردم ایران!‬ :|
دیدگاه  •   •   •  1393/02/24 - 18:07
+2
maryam
maryam
روزتون پرتقالی...
2 دیدگاه  •   •   •  1393/02/24 - 14:36
+4
maryam
maryam
به سلامتی دخترایی که هنوز دوس داشتنین ..‬
هنوز مردو با آهن پاره ای که زیر پاشِ نمی سنجن ...
همونایی که بوی عشق میدن ..
اونایی که مهربونن ..
همونایی که یه خورده لوسن و
اگه کسی دوسشون داشت نارو نمی زنن بهش ...
همونا که تا تهش هستن ..
2 دیدگاه  •   •   •  1393/02/24 - 14:28
+4
maryam
maryam
.خــــــــدآیـآ حَوآسَــت بهـ گریه هآی زیر پتـویــم هَسـتـ؟!!یآ تو هم فکـر میکنی مَـن... خوآبم.................
دیدگاه  •   •   •  1393/02/24 - 14:25
+2
maryam
maryam
غرق شدن همیشه تو آب نیست... تو غصه نیست... تو خیال نیست... آدم دوست داره گاهی تو یه آغوش غرق بشه...!!
دیدگاه  •   •   •  1393/02/24 - 14:23
+2
maryam
maryam
آلزایمر میتواند بهترین بیماری دنیا باشد...................... تا در هر ثانیه به یادم نیفتد که........... . . . . . . . تو مرا دوست نداری......
دیدگاه  •   •   •  1393/02/24 - 14:22
+4
محمد
محمد

فردا...

فردا که بشه کودک نداشته ام را بغل میکنم

تو را نشانش خواهم داد...

و با بغض بزرگی خواهم گفت: 

ببین...

ببین در تمام رویاهایم، او مادر تو بود...


2 دیدگاه  •   •   •  1393/02/24 - 12:43
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ