یافتن پست: #تو

Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


حس میکنم دنیاخالیست!!! مگر تو چندنفربودی...؟؟؟ لعنتی دوست داشتنی...


دیدگاه  •   •   •  1392/07/12 - 13:09
+5
roya
roya
دیدگاه  •   •   •  1392/07/12 - 13:04
+6
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


تو گذشته میگفتن پزشک محرمه.. کم کم عکاس و فیلم بردار هم محرم شدن حالا هم که دى جى و گروه موسیقى محرم شدن اینجور که من فهمیدم الان فقط داداشاى عروس و دوماد نامحرمن! {-33-}


دیدگاه  •   •   •  1392/07/12 - 12:54
+1
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


دقت کردین سواراتوبوس که میشی همه دخترا دارن با هنذفری اهنگ گوش میکنن؟؟؟ {-6-}


دیدگاه  •   •   •  1392/07/12 - 12:53
+2
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


به سلامتی پشه که وقتی میبینه تواوج تنهایی کسی دوروورت نیست میاد جلوی گوشت وزوز میکنه میگه غمت نباشه من هستم.


دیدگاه  •   •   •  1392/07/12 - 12:47
+2
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
کار از آرایش کردن و ابرو برداشتن و مو رنگ کردن و گوشواره گذاشتن پسرا گذشته دیشب پسره تو [!] داشت یادم میداد چطوری ماکارانی بپزم اینجوریاااااس داش {-16-}
دیدگاه  •   •   •  1392/07/12 - 12:45
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


دختره به دوستش زنگ میزنه میگه یه پسره دنبالم راه افتاده چیکار کنم؟ دوستش میگه خب تندتر راه برو!! دختره میگه من دارم تند میرم ولی اون خاک تو سر خیلی یواش راه میره!!!!


دیدگاه  •   •   •  1392/07/12 - 12:42
+3
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
رفاقت مثل یه قیف میمونه.وقتی میفتی توش اولش خیلی خوبه جاواسه دونفرهست ولی رفته رفته سرمیخوری میری پایین بایدیکی یکی ردبشی.اگه بتونی دونفری ردبشی (مردی).کمک کنی رفیقت ردبشه (شاه مردی).ولی ردبشی ورفیقتاجابزاری وبیخیالش بشی (نامردی).
توبرومن هولت میدم.
آهای...بازم شاه مردی...
دیدگاه  •   •   •  1392/07/12 - 12:16
+5
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
مدیران گروه عاشقانه و دانلود

ممنونم بابت پست های قشنگتون در گروه خودتان


@asalam

         
@eli20



@roya66

دیدگاه  •   •   •  1392/07/12 - 11:38
+7
be to che???!!
be to che???!!

آن زمان كه مرا پير و از كار افتاده يافتي،

اگر هنگام غذا خوردن لباسهايم را كثيف كردم ويا نتوانستم لباسهايم را بپوشم

اگر صحبت هايم تكراري و خسته كننده است

صبور باش و دركم كن

يادت بياور وقتي كوچك بودي مجبور ميشدم روزي چند بار لباسهايت عوض كنم

براي سرگرمي يا خواباندنت مجبور ميشدم بارها و بارها داستاني را برايت تعريف كنم...

وقتي نميخواهم به حمام بروم مرا سرزنش و شرمنده نكن

وقتي بي خبر از پيشرفتها و دنياي امروز سوالاتي ميكنم،با تمسخر به من ننگر

وقتي براي اداي كلمات يا مطلبي حافظه ام ياري نميكند،فرصت بده و عصباني نشو

وقتي پاهايم توان راه رفتن ندارند،دستانت را به من بده...همانگونه كه تو اولين قدمهايت را كنار من برميداشتي....

زماني كه ميگويم ديگر نميخواهم زنده بمانم و ميخواهم بميرم،عصباني نشو..روزي خود ميفهمي

از اينكه در كنارت و مزاحم تو هستم،خسته و عصباني نشو

ياريم كن همانگونه كه من ياريت كردم

كمك كن تا با نيرو و شكيبايي تو اين راه را به پايان برسانم


فرزند دلبندم،دوستت دارم

دیدگاه  •   •   •  1392/07/12 - 11:32
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ