یافتن پست: #تو

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
و آب بود که می‌رفت

کوچه خلوت بود

صدای قلب تو آری ،

صدای قلب تو پاشید بر در و دیوار...

و عطر سوختن اشک و عشق و شرم و شتاب

میان بندبند کهنه‌ی دیوار آجری گم شد

فضای کوچه‌ی میعاد

طنین خاطره‌ِ ی ضربه‌های گام تو را

به ذهن منجمد سنگفرش امانت داد.

و آب بود که می‌رفت...
دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 20:00
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 19:57
+3
saman
saman
دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 19:56
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اعتراف میکنم که وقتی یکی به موبایلم زنگ میزنه و بهم میگه "صدات قطع و وصل میشه" بدونه اینکه هیچ ت[!] به خودم بدم میگم "الان خوب شد"
تو 99% میگن اره اره الان خوبه... :|
دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 19:53
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﻋﺒﺎﺱ ﻗﺎﺩﺭﯼ ﻭﺭﮊﻥ ﺁﻧﻼﯾﻦ
ﺩﻳﺸﺐ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﻓﻴﺲ ﺑﻮﻙ ﻧﺒﻮﺩﻱ!ﺀ
ﺭﺍﺳﺘﺸﻮ ﺑﮕﻮ ﻛﺠﺎ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻱ !؟
ﻳﺎﺩﺗﻪ ﻗﻮﻝ ﺩﺍﺩﻱ ﻗﺎﻟﻢ ﻧﺬﺍﺭﻱ!
...ﻫﻲ ﻭﺍﺳﻢ ﻛﺎﻣﻨﺖ ﻭ ﻣﺴﻴﺞ ﺑﺰﺍﺭﻱ !ﺀ
ﺑﺨﺪﺍ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ " ﭼﻚ ﺍﻳﻤﻴﻞ" ﻛﻨﻢ
......... ﺷﻌﺮﻱ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﺕ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻳﻤﻴﻞ
ﻛﻨﻢﺀ
ﺩﺭﻭﻍ ﻧﮕﻮ ، ﺩﺭﻭﻍ ﻧﮕﻮ ﺗﻮ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻫﻲ
ﻻﻳﻚ ﻧﺰﻥ !ﺀ
ﺩﺭﻭﻍ ﻣﻴﮕﻦ،ﺩﺭﻭﻍ ﻣﻴﮕﻦ،ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ
" ﭼﻚ ﺍﻳﻤﻴﻞ" ﻛﻨﻢ
ﺍﻭﻥ ﺍﺳﺘﺘﻮﺳﻲ ﻛﻪ ﺯﺩﻱ ﺭﻭ ﻻﻳﻚ ﻛﻨﻢ
مِستِر جِفِرسون
دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 19:52
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دمها آنقدر زود عوض می شوند …
آنقدر زود که تو فرصت نمی کنی به ساعتت نگاهی بیندازی
و ببینی چند دقیقه بین دوستی ها تا دشمنی ها فاصله افتاده است
دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 19:47
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 19:44
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
همیشه که خر به تورت نمیخوره!
یه بارم گرگ میخوره به پستت...
جرواجرت میکنه!!!
از ما گفتن بود...
دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 19:42
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
سرد است...
نیمکتی تنها در پارک نشسته است، من تنها بر نیمکت و تو تنها در من...
میبینی؟ چه در همیم و تنها؟
دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 19:40
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وقتی تنهایم گذاشت و رفت بهش گفتم: خط زدن بر تو ,پایان من نیست!
آغاز بی لیاقتی توست....
همیشه بهترین ها برای من بوده وهست,
اگر مال من نشدی...قطعا بهترین نبودی و نیستی...
این تو نیستی که مرا فراموش کرده ای,این منم که به یادم اجازه نمیدهم حتی از نزدیکی ذهن تو عبور کند...
صحبت از فراموشی نیست صحبت از لیاقت است,محکمتر از آنم که برای تنها بودنم آنچه را که اسمش را غرور گذاشتم برایت به زمین بکوبم
احساس من قیمتی داشت که تو برای پرداخت آن
فقیر بودی....
دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 19:39
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ