یافتن پست: #حافظی

هرگز نگو که دوست داری ، اگر حقیقتاً بدان اهمیت نمی دهی
درباره احساست سخن نگو ، اگر واقعا وجود ندارد
هرگز دستی را نگیر وقتی قصد شکستن قلبش را داری
هرگز نگو برای همیشه وقتی می دانی که جدا می شوی
هرگز به چشمانی نگاه نکن وقتی قصد دروغ گفتن داری
هرگز سلامی نده وقتی می دانی که خداحافظی در پیش است
قلبی را قفل نکن وقتی کلیدش را نداری
به کسی نگو که تنها اوست وقتی در فکرت به او خیانت میکنی



دیدگاه  •   •   •  1392/07/28 - 22:33
+6

روزی صد بار با هم خداحافظی کردیم اما افسوس معنای


خداحافظی را زمانی فهمیدم که تو را به خدا سپردم . . .




دیدگاه  •   •   •  1392/07/25 - 21:19
+3

 


همیشه از همان ابتدای آشناییمان در هراس چنین روزی بودم و کابوس خداحافظی


را میدیدم اکنون شد آنچه نباید میشد


خداحافظ دلیل بودنم خداحافظ . . .


دیدگاه  •   •   •  1392/07/25 - 21:17
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/25 - 20:40
+4
roya
roya

هرگز نگو "دوستت دارم " ! _: اگر حقیقتا به آن اهمیت نمی دهی... .
درباره ی "احساسات " سخن نگو _: اگر واقعا وجود ندارد... .
هرگز "دستی را نگیر" ! _: وقتی قصد شکستن قلبش را داری... .
هرگز نگو "برای همیشه " ! _: وقتی می دانی جدا می شوی... .
هرگز "به چشمانی نگاه نکن " ! _: وقتی قصد دروغ گفتن داری... .
هرگز "سلامی نده" ! _: وقتی می دانی خداحافظی در پیش است... .
"قلبی را قفل نکن " ! _: وقتی کلیدش را نداری


دیدگاه  •   •   •  1392/07/19 - 19:14
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/16 - 21:24
+2
بهناز جوجو
بهناز جوجو

” خداحافظی ات “ عجب خرابه ای به بار آورده است ! نگاه کن … مدت ها در تلاش اند مرا از زیر آوار تنهایی هایم بیرون کشند …

دیدگاه  •   •   •  1392/07/10 - 13:14
+6
roya
roya
در زندگی گفتن دو چیز بسیار سخت است

اولین سلام

و آخرین خدا حافظی . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/07/10 - 10:23
+2
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
پسر : الو گلابی؟
دختر : سلام کثافت
بعد هردو از ته دل میخندن {-33-}
پسر : خوبی کج و کوله ی من
دختر : به توچه عشقم خوبم تو خوبی
...پسر : خــــــــر نفهم حالتو میپرسم میگی به تو چه؟ شیطونه میگه بزم شل و پلش کنم ها
دختر : گفتم که خوبم الاغ تو خوبی {-33-}
پسر: فدای خنده هات شم که مثل شتر میخندی نفسم
دختر : مـــــــــرگ شتر خودتی روانی
پسر : دلم واست تنگ شده بود آشغال دوست داشتنی
دختر : منم
پسر : خوب دیگه بسه خیلی باهات حرف زدم پر رو شدی
دختر : کوفتت شه باهات حرف زدم
پسر: مواظب خانمی الاغ من باش
دختر : چشم اقای بی ادب
پسر : دوست دارم دیوونه
دختر : منم دوست دارم آقاهه

و بعد خداحافظی با خنده حتی تا چند لحظه بعد از این که تماسشون تموم میشه خنده رو لب هردوشونه .
هی زندگی {-8-}
دیدگاه  •   •   •  1392/07/8 - 20:15
+5
roya
roya
دلم لرزید...نگاهم باز هم نگران است...این بار دیگر با که باید ندای خدا حافظی سر دهم...؟

زیبا طاقت ندارم,به یاد  می آوری که روز سفر نگاهم خیس از گریه شد و ندای خدا حافظی فضای عشقمان را گرفته بود!!‌ ؟

همانی بود که زانو زدم بر تو و معبد گاه عشقت.....منتظر نشستم تا باز آیی...
                                 اما هنوز نمیدانم بر کدامین جاده....
شاید پشت پنجره تنهایی من چراغی باز شود به دریچه نگاه همیشه خورشید وارت.....
به آغوشم بازگرد...شاید فردا این آغوش رهسپار گور شود.
                                                                          آنگاه....
وصف عشقم را از موران میشنوی.....

باز آی...
باز آي...
دیدگاه  •   •   •  1392/07/3 - 13:03
+3
صفحات: 4 5 6 7 8 پست بیشتر

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ