سخت است هنگـــــام وداع آنگـــــاه که در می یابـــــــی چشمــــــانی که در حال عبور است پـــــــــــاره ای از وجود تو را نیـــــــــز با خود خواهد بــــــــــــــــــــــــــرد...
ديگه به من زنگ نزن. حالا شناختمت. من نمي تونم ديگه با تو باشم. ازت بدم مياد. بي لياقت. خداحافظ. ... ... ... اين آخرين جمله اي بود كه همسايمون به شوهرش گفت. مي خواستم تو هم در جريان باشي عزيزم!