یافتن پست: #حرف

hadith
hadith
چه بسیارند کسانی که همیشه حرف می زنند بی آنکه چیزی بگویند و چه اندکند کسانی که حرفی نمی زنند اما بسیار می گویند. دکتر علی شریعتی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/15 - 00:44
+8
maryam
maryam
من بودم
تو
و1عالمه حرف...
و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان می داد!!!
کاش بودی و
می فهمیدی
وقت دلتنگی
یک آه
چقدر وزن دارد!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/14 - 22:30
+3
saeed
saeed
فـک كن ..
ایــن هـمـــــــه حـرف رو کیبـورد باشـه و تـــو نتـونی اون چیــزی
رو که می خـوای ...
اونی که حرف دلتــه رو تایپش کنـــــــــــی !
سلامتــی حــــــــرفای دلـم كه هیشكـــی ازش خبـر نــــــــــــــداره...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/14 - 17:45
+4
Saman Mlh
Saman Mlh
یادمان باشد حرفی نزنیم که به کسی بر بخورد

نگاهی نکنیم که دل کسی بلرزد

خطی ننویسیم که آزار دهد کسی را

یادمان باشد که روز و روزگار خوش است وتنها دل ما دل نیست
دیدگاه  •   •   •  1390/12/14 - 17:41
+10
-1
عسل ایرانی
عسل ایرانی
تركه با چند تا رشتيه نشسته بودن داشتن جوك مي گفتن، رشتيا براي تركا جك ميگن، نوبت تركه كه ميشه،‌ تا مياد بگه: يه روز رشتيه... همه بهش ميگن بشين بابا نميخواد بگي! دوباره يه دور ميزنه ميرسه به تركه، باز تا مياد بگه: يه روز يه رشتيه... ميپرن وسط حرفش، نميذارن بگه. بار بعد كه نوبت ميرسه به تركه، ميگه: يه روز يه تركه داشته ميرفته با سر ميخوره زمين! همه رشتيا ميخندن، بعد تركه ميگه: ‌ولی وقتي بلندش ميكنن ميبينن رشتي بوده!!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/14 - 11:14
+11
t  @  r  @  n  e
t @ r @ n e
به سلامتیه نسل من که خسته شد از بس دزدکی بوسید…
دزدکی حرف زد…
دزدکی در آغوش گرفت…
دزدکی عشق بازی کرد…
دزدکی دوست داشت..
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 23:34
+5
reza
reza
بهش میگم : دیگه می خوام ازت جدا شم !
میگه : این حرف آخرته ؟
پ ن پ این خلاصه ای بود از اخبار ایران و جهان ،
لطفأ به ادامه ی خبر توجه فرمایید !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 19:48
+1
sasan pool
sasan pool
این عکس ماشینم بود چقدر دوستش داشتم دو سال هزار تومن هزار تومن جمع کردم که بخرمش تا اینکه پنج شنبه کامیون رفت روش تقصیر داداشم بود مفت سر لج بازی ماشین به این نازنینی داغون شد و رفت.چقدر خرجش کردم.من چون تنها هستم و دوستی ندارم با هش حرف بزنم با این ماشین حرف میزدم روزی چند ساعت می رفتم پارکینگ با هاش حرف میزدم شده بود همه کس و کار من .چقدر ناراحتم تا الان یک شب هم بیرون از خونه نبود از پنج شنبه همش میرم پارکینگ و در باز میکنم میبینم سر جاش نیست کلی ناراحت میشم و گریه میکنم.واقعا چه دنیای آشغالی هست دیگه خسته شدم.این خونه هم خلوت نمیشه برم خود کشی کنم.دیگه می خوام بالا بیارم.{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 19:17
+1
☺SAEED☻
☺SAEED☻
مکالمه دو پسر :

پسر اول: چقدر خپل شدی مرتیکه …

شبیه خرسای قطبی شدی الاغ….

کمتر بخور ، از صبح تا شب مثل گاو آت و آشغال میخوری

معلومه انقدر دایره میشی دیگه …

پسر دوم : خفه شو عوضی. حرف تو زر مفت هم نیست

( محکم تر شدن دوستی بین دو پسر و تموم شدن مکالمه با خنده )

مکالمه دو دختر :

دختر اول: خوشگلم یه مقدار تپل شدی ولی بهت میاد عزیزم …

دختر دوم: تو هم دماغت بعد عمل یه ذره زیادی کوچیک شده ولی بازم خوشگلی نانازم

( از فردای روز مکالمه هیچ رابطه ای بین دو دختر مشاهده نشده )
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 16:31
+7
عسل ایرانی
عسل ایرانی
این مصاحبه های صدا و سیمان رو که دیدین..!!!
مردم بدون هیچ هماهنگی قبلی ای حرف میزننا!!!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 00:42
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ