یافتن پست: #حرف

عسل ایرانی
عسل ایرانی
به دوستم ميگم ديوانه وحشي سنگدل ترسو تيمارستاني دورو ابله رواني معتاد ...ميگه الان داري به من فحش ميدي؟ ميگم: پـَـــ نــه پـَـــ اينارو گفتم تا حرف اولشو بذاري كنار هم ايششششششششش
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 22:30
+6
ali rad
ali rad
یاد سهراب بخیر !! آن سپهری که تا لحظه ی آخر میگفت /تو مرا یاد کنی یا نکنی /باورت گر بشود گر نشود حرفی نیست /اما نفسم میگیرد در هوایی که نفسهای تو نیست
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 20:13
+1
Hossein Behzadi
Hossein Behzadi
قبلنا اگه دختره میگفت بله...مراسما شروع میشد ....مثلا بله برون... شیرینی خورون و این حرفا الان برعکس شده....دختره میگه نه....تازه مراسما شروع میشه..... اسید پاشون...چاقو زنون....اعدام کنون {-6-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 18:54
+1
-2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
سلام به یه دونه عشقم s_ilk ، خوش اومدی
2 دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 16:31
+1
رضا
رضا
حالا که تموم شد،تو هم داری می ری مبادا که دست کسی رو بگیری خدایا نگاه کن دست تو چه وقتی پر از اشکم اما می خندم به سختی گلومو رها کن تو ای هق هق من می مردم برا اون،نبود عاشق من مبدا که عشقم تو قلبش بمیره می ترسم که دست کسی رو بگیره بگین کاری اینبار ازم بر نیومد بگین کم آوردم یا صبرم سر اومد بگین باز بیاد و به قلبم بشینه بگین جای اسمش هنوز نقطه چینه تو احساس من رو چه راحت ربودی اگر من شکستم مقصر تو بودی مگر منرو در حد مردن ندیدی؟ تو دلـخر نبودی،چـرا دل بـــــ[!]؟ دلم روز و شبها تو تنهایی سر کرد بگین که تموم دعاهاش اثر کرد بگین اونو دست خدامون سپردم بگین مقصر نبودم،ولی پاشو خودرم بگین خیلی وقته که صبرم سر اوم
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 12:28
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
چه روزگار خوبي بود روزاي خوب بچگي اون روزا كه حرفهاي عشق يرنگي بودو سادگي اون روزا كه دلخوشيمون چندتا مداد رنگي بود حيف كه چه زود تموم شدن چه روزاي قشنگي بود چه قصه هاي خوبي بود قصه هاي مادر بزرگ قصه شاه پريون قصه اون بره و گرگ ببين چه ساده گم شديم تو بازيهاي روزگار از اون روزاي بچگي حالا چي مونده يادگار
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 21:51
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
وقتي دلم تنگه ميرم پشته ابرا زار ميزنم.پس يادت باشه هر وقت بارون رو ديدي بدون دلم واسط تنگ شده يادش به خير وقتي به دنيا امدم اونقدر شوکه شدم که تا دوساعت گريه ميکردم و تا دو سال نتونستم حرف بزنم شايد کسي رو که با تو خنديده فراموش کني...اماکسي رو که با تو اشک ريخته هرگز! شبي پرسيدمش با بي قراري ***به غير از من كسي را دوست داري ز چشمش اشك شد از شرم جاری***ميان گريه هايش گفت آری
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 21:51
رضا
رضا
خداحافظ گل نازم،کاشکی مهربون نبودی میدونم سخته جدایی،آخه عادت کرده بودی بعد من خودم میدونم،..................
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 20:41
+1
payam
payam
اين جمله با كلمه اي يك حرفي آغاز مي شود٬ كلمه دوم دو حرفيست٬‌... چهارم چهار حرفي... بيستمين كلمه بيست حرفي!!! نويسنده اين جمله يا مغز دستور زبان بوده يا بيكار!!! I do not know where family doctors acquired illegibly perplexing handwriting nevertheless, extraordinary pharmaceutical intellectuality counterbalancing indecipherability, transcendentalizes intercommunications
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 14:29
+2
mahdi
mahdi
تو اتاقم عکس یه شیر چسپوندم که آهو تو دهنشه،دختر خاله م حرفی واسه گفتن نداره میگه: حساااام؛خود شیره کشته تش؟گفتم: پـَـــ نــه پـَـــ موتوریه زده فرار کرده،گردن آهو اوخ شده،شیره داره میبوسه جاش خوب شه! {-18-}{-18-}{-18-}{-18-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 00:06
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ