یافتن پست: #حس

xroyal54
xroyal54
ﺩﺭ ﻣﺮﺩ ﻫﺎ :ﺣﺴﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﺳﻤﺸﻮ
ﻣﯿﺬﺍﺭﻥ "ﻏﯿﺮﺕ"
ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﻮﻥ ﺣﺲ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻤﻬﺎ ﻣﯿﮕﻦ
"ﺣﺴﺎﺩﺕ"
ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﺑﻪ ﻫﺮﺩﻭﺷﻮﻥ ﻣﯿﮕﻢ...
"ﻋﺸﻖ"
.
.
.
.
ﺗﺎ ﻋﺎﺷﻖ ﻧﺒﺎﺷﯽ :ﻧﻪ ﻏﯿﺮﺗﯽ ﻣﯿﺸﯽ
ﻧﻪ ﺣﺴﻮﺩ!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 00:52
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

حس میکنم تعریف زیبایی همان چشمان توست
باران نبارد کاشکی چون آسمان چشمان توست

دیدگاه  •   •   •  1392/06/3 - 23:39
+7
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

از این شب های بی پایان، چه می خواهم به جز باران
که جای پای حسرت را بشوید از سر راهم نگاه پنجره رو به کویر آرزوهایم و تنها غنچه ای در قلب سنگ این کویر انگار روییده...
به رنگ آتشی سوزان تر از هرم نفسهایت،
دریغ از لکه ای ابری که باران را به رسم عاشقی بر دامن این خاک بنشاند نه همدردی،
نه دلسوزی، نه حتی یاد دیروزی... هوا تلخ و هوس شیرین
به یاد آنهمه شبگردی دیرین،

میان کوچه های سرد پاییزی
تو آیا آسمان امشب برایم اشک می ریزی؟
ببارو جان درون شاهرگ های کویر آرزوهایم تو جاری کن که من دیگر برای زندگی از اشک خالی و پر از دردم ببار امشب!
من از آسایش این سرنوشت بی تفاوت سخت دلسردم
.
ببار امشب که تنها آرزوی پاک این دفتر گل سرخی شود روزی!
ودیگر من نمی خواهم از این دنیا نه همدردی،
نه دلسوزی، فقط یک چیز می خواهم!
و آن شعری
به یاد آرزوهای لطیف و پاک دیروزی...  

دیدگاه  •   •   •  1392/06/3 - 23:37
+7
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

گاهی در سرزمین های بی حاصل و لم یزرع ،
گل هایی می رویند که تو نمی توانی مشابه شان را در هیچ کجای دنیا بیابی .
دیدن این گل های بی نظیر و حیرت انگیز ،
خالی از لطف نیست.
بی تردید در سرزمین بی حاصل احساس تو نیز گل های آگاهی و تجربه های باطنی نابی پیدا می شوند. بگرد،
و آن ها را پیدا کن و شکرشان را به جای بیاور
.
به هستی اعتماد کن
و صبور باش.
برخیز! نوبت عاشقی فرا رسیده است .

دیدگاه  •   •   •  1392/06/3 - 23:35
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پســـری که دستشو بدون ترس همه جا دور کمرت حلقه میکنه،
پســری که موقع رد شدن از چراغ قرمز دستتو محکم تر میگیره،
پســـری که smsهاش کوتاه اما پر احساسه،
این پســـــــر،
.
.
.
.
.
.
.
انقدر با این و اون بود که دیگه حرفه ای شده ...
باید قیدشــــــو بزنی احساسی نشــــو الکی ..
دیدگاه  •   •   •  1392/06/3 - 20:38
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من اعتراف می کنم دوم دبیرستان که بودم بعد از پیدا کردن کارت واکسیناسیون پسر همسایمون که برای روز قبل بود زنگ زدم خونشون گفتم آقای احسان...؟17 ساله؟نام پدر....؟هستید؟
دیروز واکسن سرخک،سرخجه زدید؟
با تعجب گفت : بله!
آقا منم گفتم : "اشتباه شده واکسنی که دیروز زدید تا 48 ساعت دیگه باعث بروز علائمی می شه که باید تحت مراقبت باشید مثل حمله های قلبی یا تنفسی"!
طرف از ترس از حال رفت و نیم ساعت بعدش با آمبولانس بردنش بیمارستان...
هنوزم عذاب وجدان دارم!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/3 - 20:19
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
هیچ وقت نگو رسیدم ته خط.

اگر هم احساس کردی رسیدی ته خط،یادت بیار که

معلم کلاس اولت میگفت؛نقطه سر خط
دیدگاه  •   •   •  1392/06/3 - 20:06
+4
ساناز
ساناز
هیچ کس تنهائیم را حس نکرد ، برکه طوفانیم را حس نکرد ، او که سامان غزل هایم از اوست ، بی سر و سامانیم را حس نکرد . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/06/3 - 18:12
+8
roya
roya

تاب ندارم
سخت است
با تو هستند
جلوتـــر
با دیگری یا جور دیگری . !
سخت است
چه رنگین کمان نحســـــی
دیدگاه  •   •   •  1392/06/3 - 11:34
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دعایت می کنم، روزی بفهمی

گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است

دعایت می کنم، روزی دلت بی کینه باشد، بی حسد

با عشق، بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست

شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا

بخوانی خالق خود را

اذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نور

ببوسی سجده گاه خالق خود را

دعایت می کنم، روزی خودت را گم کنی

پیدا شوی در او

دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و

با او بگویی:

بی تو این معنای بودن، سخت بی معناست...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/3 - 02:04
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ