یافتن پست: #حس

Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
آیا درمان بیماری توسط طب سوزنی موقتی یا تسکینی است
تصور غلطی که بین بعضی از مردم ایجاد شده همین موضوع است اما می توان قطعأ گفت طبق گزارشات علمی و مستندات جمع آوری شد . بیماریی را که طب سوزنی درمان نماید برگشت نخواهد کرد و درمان قطعی می نماید منتها بعضی بیماران دچار بدنهای بسیار نا توان می باشند و در اثر سالها ناراحتی و بیماری ، دچار ضعف های شدیدی شده اند و عده ای با افزایش سن ضعیفتر شده اند یا در معرض جراحی قرار گرفته اند یا دچار شکستگی و پوکی های وسیع استخوان و ... در بدن می باشند یا عادات و رفتارهای قدیم خود را بطور مداوم تکرار می کنند و مشکل مجدداً بر ایشان ایجاد می شود. البته این بیماری قبلی نیست که برگشت کرده، بلکه بیماری جدیدی است که در اثر تکرار عادات غذایی ، عدم تحرک و عدم توجه به توصیه های پزشکی و بهداشتی و ... دچار آن گردیده اند . درمان درد توسط اين روش يك تأثير سريع آن مي باشد اما با توجه به مكانيسم ترميم عصبي، بازسازي اعصاب حسي حفظ فشار خون طبيعي در عروق و ارگانها كه نتيجه آن اكسيژن رساني به بافتها مي باشد،و از طرفي باعث ترشح متناسب آمين‌هاي بخش مركزي غده فوق كليوي شده و نيز باعث تعادل حرارت بدن و تنظيم فعاليت اعصاب سمپاتيك و پا را سمپاتيك شده باعث تحريك و ساخت و رشد بافت هاي غضروفي- استخواني و عصبي و... مي شود. و با اين تأثيرات شگرف مي باشد كه درمان قطعي اتفاق مي افتد اما شرط ايجاد اين شرايط، همان تكرار جلسات درماني است.
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 11:20
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 11:14
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
آیا این سوزنها درد هم دارد
این سوزنها بسیار ظریف و قابل انعطاف طراحی شده اند و حتی از لابلای سلولهای عصبی و حسی قابل عبور می باشند پس احساس درد بسیار کم یا ناچیز است و با تکنیک و روش های خاص احساس درد در زمان ورود سوزن وجود ندارد اما آنچه بیمار حس می کند جریانی متحرک مثل گزگز ، یا مورمور در مسیر کانال انرژی است . ولی من قبل از شروع درمان در جلسه اول ویزیت، یک عدد سوزن در پوست دست بیمار می زنم تا بیمار از چگونگی شدت ناراحتی و درد ، مطلع و ترس از سوزن کاملاً از بین برود .
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 02:32
+7
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 02:30
+7
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 02:28
+7
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 02:12
+6
xroyal54
xroyal54
گه گاهی لا به لای این سرما و تاریکی
رنگی قرمز می‌بینم ...
پنجره را باز می‌کنم ...
دود گرفته هـــوایم را ٬
دیشب را فراموش کن
دیشببم آنقدر بی ستاره بود
که حتی سفیدی و روشنی تو هم کاری نمی‌توانست انجام دهد ...

آرزوهایم را به آتش می‌کشم
برای گرم کردن خویشتن ...
در سرمایی که تمام روحم را اسیر کرده است
جسمم برای تو ..
روحم را چه کنم که در گرو احساسی پوچ
در اعماق ِ توهم و هذیان
به بند کشیده شده است ؟

تو بمان ..
حتی اگر من رفتنی بودم
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 01:52
+8
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
این روزها حسی دارم آمیخته با دلتنگی . . .
کم می آورم ، بازوانی می خواهم که تنگ در برم بگیرند ، اما نه هر بازوانی ، فقط حصار آغوش تو . .
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 17:44
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دراز میکشم ،

خیره میشوم به سقف ،

حسرتها را میشمارم :

یک ..، دو ..، ....... هـــــزار !

نگاهم ، هراسان می بلعد باران همیشگی اش را

و باز در ، دل خفه میشود

فریاد بغضی که بوی کهنگی گرفته است ..!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 17:35
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در این شهر مردانی را دیدم كه ادعای دوست داشتنت را كردند

در این شهر مردانی را دیدم كه در ظاهر با توبودن ودردرون باكسی دیگر

در این شهر پسركی را دیدم كه اشك ریخت ولی ندانست برای چی

در این شهر دخترانی را دیدم كه فریبنده دلهان

در این شهر دخترانی را دیدم كه به آنها ننگ بی احساسی زدند

در این شهر چقدر تنها دیدم

در این شهر دیگر عـــشــــــــــــــــــــق مرده است......
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 17:07
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ