یافتن پست: #حس

be to che???!!
be to che???!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 00:21
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
سیاه پوشیده بود ، به جنگل آمد .. استوار بودم و تنومند !

من را انتخاب کرد ...دستی به تنه ام کشید تبرش را در آورد و زد .. زد .. محکم و محکم تر ...به خود میبالیدم ، دیگر نمی خواستم درخت باشم ، آینده ی خوبی در انتظارم بود !سوزش تبر هایش بیشتر می شد که ناگهان چشمش به درخت دیگری افتاد ، او تنومند تر بود ... مرا رها کرد با زخم هایم ، او را برد ... و من که نه دیگر درخت بودم ، نه تخته سیاه مدرسه ای ، نه عصای پیر مردی ...خشک شدم ..---بازی با احساسات مثل داستان تبر و درخت می مونه ..ای تبر به دست ، تا مطمئن نشدی تبر نزن !ای انسان ، تا مطمئن نشدی ، احساس نریز .. زخمی می شود ... در آرزوی تخته سیاه شدن ، خشک می شود !!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 21:39
+3
nanaz
nanaz
آخرین ویرایش توسط nanaz در [1392/05/28 - 19:46]
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 19:43
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چه چیزی را به رخ من میکشی؟؟
قرار های عاشقانه ات؟!
دوستی های پنهانی ات؟!
یا حرف های پوچت!!!
کدام را؟؟؟
تو وفادار نبودی….
اما من پای همه چیزماندم…
پای حرفها…
قولها… و حتی عاشقانههایم…
بگذریم…
راستی؟؟؟
رقیب جدیدت را دیده ای؟
بهانه ی یک عمر حسرتخوردنت را پیدا کردم.“سیگار”
بوسه هایمان را ببین وآتشبگیر…
او برای من و تو برای هردویمان بسوز…!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 19:19
+4
be to che???!!
be to che???!!
يه پســــــــر ايده آل
بايد ادكلنش ﺗﻠﺦ ﺑﺎﺷﻪ،
ﺑﺎﯾﺪ ﻭﻗﺘﯽ ﺣﺴﻮﺩﯼ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺑﻐﻠﺖ ﮐﻨﻪ ﻭ ﺑﮕﻪ ﻣﻦ ﻓﻘﻂ
ﻣﺎﻝ ﺗـــــــــــﻮﺍﻡ ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ،

... ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻮﻗﻊ ﺧﺮﯾﺪ ﮐﺮﺩﻥ ﭼﺸﻤﺶ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻧﮕﺎﻩ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻪ ﮐﻪ
ﺑﻔﻬﻤﻪ ﺍﺯ ﭼﯽ ﺧﻮﺷﺖ ﺍﻭﻣﺪﻩ،

ﺑﺎﯾﺪ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻮﺩﺗﻮ ﻟﻮﺱ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﻗﻨﺪ ﺗﻮ ﺩﻟﺶ ﺁﺏ ﺑﺸﻪ ﻭ ﺑﺒﻮﺳﺘﺖ،
ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺳﺘﺎﺷﻮ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ ﭼﻨﺪ ﻟﺤﻈﻪ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺩﺳﺘﺎﺗﻮ ﻓﺸﺎﺭ ﺑﺪﻩ ﮐﻪ
ﺑﻔﻬﻤﯽ ﺣﻮﺍﺳــــــﺶ ﺑﻬﺖ ﻫﺴﺖ،

ﯾﻪ ﭘﺴﺮ ﺍﯾﺪﻩ ﺁﻝ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻧﻤﯿﮕﻪ ﻣﻨﻢ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭ،
ﻣﯿﮕﻪ ﻣﻦ ﻋﺎﺷـــــــــــﻘﺘﻢ ،

ﯾﻪ ﭘﺴﺮ ﺍﯾﺪﻩ ﺁﻝ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻐﻠﺶ ﺑﻮﯼ ﺁﺭﺍﻣـــــــــﺶ ﺑﺪﻩ،ﻧﻪ ﻫﻮﺱ،
ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺒﯿﻨﺘﺖ ﺍﻭﻝ ﻟﭙــــــﺘﻮ ﻣﯿﺒﻮﺳﻪ ﻭ ﺳﺮﺗﻮ ﺭﻭﯼ ﺳﯿﻨﺶ ﻣﯿﺬﺍﺭﻩ،

ﯾﻪ ﭘﺴﺮ ﺍﯾﺪﻩ ﺁﻝ ﺑﺎ ﺗـــــــــــﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻩ ...
ﯾﻪ ﭘﺴﺮ ﺍﯾﺪﻩ ﺁﻝ ﺑﺎﯾﺪ ﻣـــــــــــﺮﺩ ﺑﺎﺷﻪ ...

ﺑﻪ ﺳــــــــﻼﻣﺘﯿﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﭘﺴــــــــــﺮﺍﯼ ﺍﯾﺪﻩ ﺁﻝ
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 19:13
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گاهی آنچنان میرم تو خودم


که با بارش شدیدترین باران هم نمیام پایین !


معمولا تو اون دوره زمانی یک اثر هنری مینویسم !



♦♦♦ افشین احسن♦♦
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 19:01
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

از جسم گذشتم و با روح همگام شدم !


و مشتاقانه به شهر عشق سفر کردم ...


سفر خردمندانه ای به سوی خالص شدن !!!


♦♦♦ افشین احسن ♦♦♦
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 19:00
+4
saman
saman
تاریکم ای یلدا مهتاب میخواهم

لب تشنه ام ای اشک سیلاب میخواهم


در حسرت موجم باران کفافم نیست


درمان درد من باران نم نم نیست !!


بس تشنه میمانم غر ق پریشانی


تا آسمان ها را برمن بگریانی


چشم من از وقتی باعشق تو تر شد


آئینه چندین باآینه ای  تر شد


پیدا شو ای مرحم !


بر زخم پنهانم


تا صبح دیدارت بیدار خواهم ماند

دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 17:55
+4
saman
saman
نمیدانم چرا دوست دارم بنویسم

بنویسم از این حس سرکوب شده


از این حسی که بغض به گلوم میندازد


از این حال غریب !!!
از این دلتنگی و تضاد تلخ!


از آن روزهای بی تکرار


از آن التهاب درون و از آن عشق دیر یافته


عزیز دورم! دور نزدیکم ! عزیز عزیزم !


با تو بودن به گونه ای و بی تو بودن به گونه ای دیگر است


تو را باید کجای روزگارم جای دهم ؟


که دست هیچ اندیشه ای به تو نرسد !


که هیچ گاه از دستت ندهم ؟


تو را باید به چه نام بخوانم که بمانی و من ؟!


من کجای روزگارت خواهم بود؟


من با نگاهت حرفها دارم


مقصد هایی برای رسیدن


تو درد مشترکی ! مرا فریاد کن


باتو میشود همیشه عاشق ماند


تو از آن منی  و من بی تو ویرانه ای بیش نیم ...


بمان ...


دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 17:52
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آهــــــــــای پسر:
من جذابیت و تو شماره دادن و تعداد دوست دخترات نمیدونم
من زیباییت و در سیخ بودن موهات نمیدونم
من شخصیت بالات و توی بزرگ بودن صفحه ساعتت نمیدونم
من با کلاسی تو توی مدل گوشی موبایلت نمیبینم
یه دختر نه تنها اینا براش مهم نیست،بلکه بعضی وقتا باعث میشه بهت حس تــنـفـر داشته باشه
مــــــــــــــــــــرد باش!!!
این مسخره بازیا مال کسی نیست که یه دختر بتونه بهش تکیه کنه
دیدگاه  •   •   •  1392/05/28 - 17:46
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ