♥ نگار ♥
ماه رمضون موقع نهار تازه متوجه میشی تمام اطرافیانت مریض احوالن
یکی ناراحتی معده داره یکی مشکل قلبی یکی بیماری کلیوی خیلی ناراحت کنندس
alijoon
قلب من قالی خداست
تار و پودش از پر فرشته هاست
پهن کرده او دل مرا در اتاق کوچکی در آسمان خراش آفتاب
برق می زند قالی قشنگ و نو نوار من از تلاش آفتاب
شب که می شود خدا روی قالی دلم
راه می رود؛ ذوق می کنم گریه می کنم
اشک من ستاره می شود
هر ستاره ای به سمت ماه می رود...
یک شبی حواس من نبود
ریخت روی قالی دلم شیشه ای مرکب سیاه
سالهاست مانده جای آن
جای لکه های اشتباه
farhad
“حوا” که باشی بعضی ها “هوا ” برشان می دارد که “آدمند ” !!!
farhad
بگذار غرورم در تمام کوچه پس کوچه های این شهر هرروز بدون تو
بشکند....
من تنهایی ام را
بعد از تو
به هیچکس حواله نخواهم داد.....!!
♥ نگار ♥
رسیدن آداب دارد..
وقتی رسیدی باید بمانی
باید بسازی..
باید مدام یادت باشد که چقدر
زجرکشیدی تا رسیدی!
که آرزویت بوده برسی..!
وقتی رسیدی باید حواست باشد
تمام نشوی.......!