sahar
و خداوند شب را مایه ی آسایش قرار داد تا دردهایمان را به خواب شب بسپاریم. ولی ای کاش شب من فردایی نداشت! که دوباره از سنگینی دردم طلب شبی دیگر کنم...
vahid
یه آقایی که دکترای ریاضی محض داشته، هر چقدر دنبال کار می گرده بهش کار نمیدن!! خلاصه بعد از کلی تلاش، متوجه میشه شهرداری تعدادی رفتگر بی سواد استخدام می کنه!! میره شهرداری خودش رو معرفی می کنه و مشغول به کار میشه…! بعد از دو سه ماه میگن همه باید در کلاسهای نهضت شرکت کنید!
sasan pool
شخصی مادر پیرش را در زنبیلی می گذاشت و هرجا می رفت، همراه خودش میبرد. روزی حضرت عیسی او را دید، به وی فرمود: آن زن کیست گفت مادرم است. فرمود: او را شوهر بده. گفت: پیر است و قادر به حرکت نیست. پیرزن دستش را از زنبیل بیرون آورد و بر سر پسرش زد و گفت: آخه نکبت! تو بهتر می فهمی یا پیغمبر خدا؟
aB'Bas S
سالها رفت و هنوز یک نفر نیست بپرسد از من که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی؟ صبح تا نیمه ی شب منتظری همه جا می نگری گاه با ماه سخن می گویی گاه با رهگذران،خبر گمشده ای می جویی راستی گمشده ات کیست؟ کجاست؟ صدفی در دریا است؟ نوری از روزنه فرداهاست یا خدایی است که از روز ازل ناپیداست...؟
ebrahim
دیدین بعضی چیزا فصل داره ؟! مثلا فصل اجاره دادن و گرفتن خونه تو تابستونه و تو زمستون کار سخت میشه ، نه خونه گیر میاد نه مستاجر ! این شامل نیمه گم شده هم میشه ، نیمه گم شده همه فصلی پیدا میشه به غیر از یه ماه!!اونم یه ماه قبل از ولنتــاین !!! یعنی اگه تو این زمان تونستی نیمه ات و پیدا کنی ، حتما برو تو گینس ثبتش کن !! والااا به خدا
vahid
خدایا انگشتتو از روی دکمه ی اسپیس بردار ...
این همه فاصله بس نیست ؟؟
فرشاد
معلم دینی شاید خدا قزوینی شاید ---نمی بینی که خالی می بنده خدا تهرونی شاید
ali
من که خدا نیستم بگم ؛ صد بار اگه توبه شکستی باز آی … ! رفتی ؛ … ” به سلامت “