یافتن پست: #دار

saqar
saqar
در CARLO
رفتم از عابر بانک پول بگیرم میگه:
درحال حاضر دستگاه حاضر به ارائه سرویس نمیباشد. بعدمینویسه :ایا درخواست دیگری دارید؟
اره سلام مارو هم به عمت برسون
دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 17:21
+6
saqar
saqar
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 17:03
+6
ساناز
ساناز


گوشيم مونده خونه دوستم رفتم بگيرم, ديدم بيست تاپيام دارم بازش کردم ديدم دوستم نوشته گوشيت مونده خونه ي مابيا ببرش!!!

دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 17:02
+3
-1
fingliiiiiiii
fingliiiiiiii
به اندازه چای داغ شب امتحان دوستت دارم

اما......اضطراب نمیگذارد نه گرمایت را حس کنم نه آرامشت را!!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 16:58
+6
saqar
saqar
در CARLO

بعضی آدمها حرفهایی می زنند که شنونده دوست دارد بشنود، حتی اگر آن حرفها دروغ و نادرست باشد. مردم اسم این آدمها را گذاشته اند " با سیاست". ولی من اسمشان را گذاشته ام " آدمهای کثیف".


بعضی آدمها همیشه راست می گویند و صداقت از خشنودی طرف مقابل برایشان مهم تر است. مردم به این آدمها می گویند" ساده" . ولی من اسمشان را گذاشته ام " آدمهای سالم".


در اینجا که ما زندگی میکنیم "آدمهای سالم" چندی است که کمرنگ شده اند و نقش "آدمهای کثیف" روز به روز پر رنگ تر می شود، شاید دلیلش خود ما باشیم. شاید چون راه را اشتباه گرفته ایم.


 بعضی آدمها باران را احساس می کنند بقیه فقط خیس می شوند...

دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 16:31
+3
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
پیرزنه باهویج از عقبوجلوباخودش حال میکرده.یهوعذاب وجدان میگیره میگه: خدایاخودت شاهدی که من دندون ندارم فقط میخوام ویتامینش جذب بشه {-33-}{-59-}
4 دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 16:30
+2
-2
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
گفت:دوستت دارم هرچه گشتم مثل توپیدانشد. گفتم:خوب گشتی؟ گفت:آره گفتم: اگه دوستم داشتی نمیگشتی
دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 16:27
+5
saqar
saqar
در CARLO

دیدین گاهی زندگی مثل تخته نرد میشه؟

تاس خوب میاری ولی چون مهره ی سوخته داری نمی تونی بازی کنی.


یه جور بلاتکلیفی حرص در بیاره.



دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 16:26
+4
saqar
saqar
در CARLO
تیرت را به کدام سرزمین

نشانه گرفته ای ؟


اگر می خواهی آرش تقدیر من باشی


هرگز قلب مرا


مرز بندی نکن


.


.


.


قلبی که بی پروا


دوستت دارد ...


دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 16:09
+3
saqar
saqar
در CARLO
با درودی به خانه می آیی و

با بدرودی

خانه را ترک می گویی

ای سازنده!

لحظه ی ِ عمر ِ من

به جز فاصله یِ میان این درود و بدرود نیست:

این آن لحظه ی ِ واقعی ست

که لحظه ی ِ دیگر را انتظار می کشد.

نوسانی در لنگر ساعت است

که لنگر را با نوسانی دیگر به کار می کشد.

گامی است پیش از گامی دیگر

که جاده را بیدار می کند.

تداومی است که زمان مرا می سازد

لحظه ای است که عمر ِ مرا سرشار می کند.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 16:05
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ