یافتن پست: #دار

Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
آخرین ویرایش توسط A-Sh-F در [1392/04/16 - 11:53]
6 دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 11:08
+8
sara
sara
حجاب محدودیت است............
همه ی دختران چادری قبول دارند منم قبول دارم اما نه برای دختران چادری
برای چشمان مردها و پسر هایی که به قصد لذت به خیابان می آیند
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 10:29
+5
sara
sara
@MIINA {-7-}
5 دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 09:28
+3
saman
saman
در CARLO
تکه تکه خاطرات شکسته را کنار هم چیدم


تکه تکه روزهای از دست رفته را


اما تو نبودی...


چقدر جایت میان خاطراتم خالی بود


در تمام آن روزها


چقدر به احساس بودنت نیاز داشتم


چقدر...


حالا تو هستی


جایی دورتر از گذشته و نزدیکتر به روزهای



در پیش


جایی میان خاطرات بارانی این روزهایم


کجایی....


دل نگرانی هایت ، دل نگرانم می کند


چقدر حرف برای گفتن با تو دارم


و چقدر واژه کم می آورم امروز برای



از تو نوشتن...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 09:25
+4
sara
sara
اتوبوسای تهران اینترنت دار شد
مودم های وای فای از این به بعد تو اتوبوس های شهر تهران نصب و راه اندازی میشه و برای استفاده نیاز به هیچگونه نام کاربری و رمز عبور نمیباشد هم چنین..............ااااا آقا صبر کن ایستگاه قبل باید پیاده میشدم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 09:15
+5
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
خدایا به ما که مخاطب خاص ندادی حداقل رفقامون که دارن ازشون بگیر جیگر ما رو خنک کن ...{-33-}
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 01:42
+5
hosein
hosein
یه دختر و پسر که روزی همدیگر را باتمام وجود دوست داشتن ، بعد از پایان ملاقاتشون با هم سوار یه ماشین شدند و آروم کنار هم نشستن ... دخترمیخواست چیزی را به پسر بگه ، ولی روش نمیشد ..!پسر هم کاغذی را آماده کرده بود که چیزی را که نمیتوانست به دختر بگوید در آن نوشته شده بود ...پسر وقتی دید داره به مقصد نزدیک میشه، کاغذ را به دختر داد ..دختر هم از این فرصت استفاده کرد و حرفش را به پسر گفت که شاید پس از پایان حرفش پسر از ماشین پیاده بشه و دیگه اون را نبینه ...دختر قبل از این که نامهی پسر را بخواند ، به اون گفت :دیگه از اون خسته شده ، دیگه مثل گذشته عشقش را نسبت به اون از دست داده و الان پسر پیدا شده که بهتر از اونه ..!پسر در حالی که بغض تو گلوش بود و اشک توی چشماش جمع شده بود ، با ناراحتی از ماشین پیاده شد............در همین حال ماشینی به پسر زد و پسردرجا مــُـرد ..دختر که با تمام وجود در حال گریه بود ، یاد کاغذی افتاد که پسر بهش داده بود!وقتی کاغذ رو باز کرد پسر نوشته بود:....

اگــه یــه روز تــرکــم کـنــی میــمیــرم......
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 00:37
+2
MiSs Roya
MiSs Roya
دوستت دارم را
نه آنقدر زود بگو که هنوز دوستت نداشته باشه
و نه آنقدر دير که ديگری را دوست داشته باشه...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 00:32
+1
MiSs Roya
MiSs Roya
وقتی بچه هایی رو میبنیم که انواع اسباب بازیهای متنوع دارن و نمیدونن با کدومش بازی کنن ؛ یادمون نره کم نیستن بچه هایی که با آشغالهای ما؛ چیزی درست میکنن و خودشونو با اون سرگرم میکنن ♥ ♥ ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 00:29
+2
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
ای داد بیداد عاشق هرکس شدیم فرداش دیدیم معشوق زیاد داره امروز پشت هر نیسانی نوشته بود عشقم فقط خدا" اینم از خدا" چه سخته داشتن کسی که فقط مال خودت باشه . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 23:26
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ